افراد مانسانگ درمورد راههای نجات سانگوگ بحث میکنند که سامبو میگه دیگه راهی نداریم باید رشوه بدیم

سامبو هم میره خونه وزیر پارک و به آشنای خودش هم رشوه میده که طرف میگه من دیگه نمیتونم کاری بکنم و ارشدش میاید وانجا و میگه سرور ما با مانسانگیها کاری نداره


همین موقع چی سو برای دیدن وزیر پارک میاید که به داخل دعوت میشه

دوکوان و سونتاک به می گیون در مورد کارهای صورت گرفته برای آزادی سانگوک میگند که سربازها به اونجا میان و دوکوان و سونتاک را دستگیر میکنند


سامبو و بوکتایی هم همون موقع اونجا میاند و اینطور رفیقهاشون تنها میزارند

یو دو چول و هونگ تای جو هم بازداشت میشند

چونگو هم خودشو مهم حساب میکنه و از ترس دستگیر شدن کاسه کوزه را جمع میکنه تا فرار کنه

از اون طرف دستگیر شده گان جدید هم برای بازجویی پیش وزیر پارک میرند و اونها هم میگند هیچ کس توی مانسانگ از کاری دایسو خبر نداشته و حرفهای تکراری و بی فایده

افسر جانگ هم به دیدن سانگوک میره و میگه همه مدیرهات دستگیر شدند و رابطه با دایسو توی پاچه اونها هم رفته
هیئت وزیران دوباره تشکیل جلسه میده و نخست وزیر در مورد سانکوک و نا اگاهی اون در مورد دایسو میگه که وزیر پارک کوتاه نمیاید و میگه اون خائنه حتی اگه قاضی هم باشه از شما که نخست وزیری انتظار نداشتم

در جلسه بعدی دادگاه سانگوک همه جرائم را به گردن میگیره و میگه من شخصاْ به هونگ دایسو کمک کردم و هیچ کس از ماجرا خبر نداشته و افردام را آزاد کنید و دوکوان آزاد میشه


خبر به چی سو میرسه که چی سو میگه سانگوک داره عمق قبرش را بیشتر میکنه

در همین حالا طلبکارها میاند اونجا و حواله ها را رو می کنند و میگند پولمون میخواهیم که چی سو هم میگه پولتون را میدم

چی سو هم حواله هایی که سانگوک بهش داده را میده و میگه پول مردم را بدین اینطور ممکنه مانسانگ پول نتونه جور کنه و توی دردسر بیوفتن



افسر جانگ هم به چای یون میگه وزیر پارک کوتاه نمیاید و ممکنه سانگوک اعدام بشه
می گیون هم دل نگران شوهرشه بدبخت

خبر به داینونگ هم میرسه و داینونگ هم به جین هان نامه میده که برای باباش ببره

داینونگ توی نامه میگه که قراره سانگوک اعدام بشه و از باباش میخواد که برای بزرگان و شرکت داران شهر نامه بنویسه و تقاضای آزادی سانگوک را بکنند ارباب پارک هم نامه را مینویسه

نامه ارباب پارک به دوستان فدیمیش در سونگ دو میرسه و اونها هم نامه ی آزادی سانگوک برای نخست وزیر را امضا می کنند تا به چندین طومار می رسه



در اوجو هم مانسانگیها هم از مردم امضا و اثر انگشت می گیرند



افسر جانگ درخواستهای امضا شده را به نخست وزیر میرسونه

چی سو هم پیش وزیر پارک میره که وزیر پارک میگه در خواستها بالا بوده و اگه به شاه برسه من نمیتونم کاری بکنم

هیئت وزیران دوباره تشکیل جلسه میده و نخست وزیر وزیر پارک را فانع میکنه که در این اوضاع سانگوک میتونه جنسینگ مورد نیاز دربار را تامین کنه


سانگوک به طور مشروط ازاد میشه تا با کمک مانسانگ بتونه جنسینگ مورد نیاز دربار را تامین کنه

و برای کمک به دولت برای همه رییس شرکتها جلسه میزاره و ازشون کمک میخواد که فقط چی سو قبل نمیکنه


آماده کردن جنسینگها شروع میشه که پارک دو چول هم با اون سن و سال به خاطر سانگوک میاید کمک



و کار تولید جنسینگ شبانه روز دنبال میشه ولی به نتیجه دلخواه نمی رسند و تولید کمه

فردا سانکوک خودشو به وزیر پارک معرفی میکنه و میگه موفق نشدم مقدار لازم را تولید کنم که وزیر پارک میگه تو جات فقط زندانه

تلاشهای بی وقفه پارک دو چول نتیجه میده و در همین حالا افراد سانگوک محموله مورد نیاز را میارند به اونجا و میگند با کمک پارک دو چول و کمک از سونگدو محموله را تولید کردن و وزیر پارک که بدجور به ضررش میشه

پارک دو چول هم به روغن سوزی افتاده و به سانگوک میگه من به خاطر تو این کارها کردم چون تو ادم خوبی هستی و به ادمها بیشتر از پول اهمیت میدی

خبر به شاه هم میرسه و میگه خیلیها مثل سانگوک اینطور گرفتار شدن چون خبر نداشتن که دایسو کیه و میخواد چه کار کنه .شاه دستور میده تا دوباره دادگاهی تشکیل بشه و به بعضی از خائنها از جمله سانگوک عفو بخوره و مسئول کار هم نخست وزیر میشه .التماسهای وزیر پارک هم فایده نداره (عفو رهبری!!)

افسر جانگ هم خبر را به سانگوک میده و سانگوک چقدر خوشحال میشه بیشتز بابت داینونگ

روز دادگاه فرا میرسه و متهمین به دادگاه برده میشند که داینونگ هم به اونجا میاید که میبنه ارباب پارک و رییس هوانگ هم به اونجا اورده شدن


دادگاه تشکیل میشه و تا نتیجه نهایی مهتمان به زندان میرند که توی زندان سانگوک داینونگ و ارباب پارک ناجی خودشو میبینه



حذفيات قسمت قبلي :
ملاقات سانگوک با داینونگ در اتاق خواب

پیچ خوردن اوایل حرفهای سامبو به بوکتایی که شک نکنید اخرش هم درست ترجمه کردن اصلاْ کسی نفهمید که اونجا هم دیالوک عوض شده . و اگر نه چرا سانگوک بره توی اتاق ندیمه زنش مگر کار داری اونجا :
بوکتایی هم موفقیت نقشه و ناراحتی خودشو به سامبو میگه و سامبو که فکر میکنه سانگوک هم مثل خودشوه میگه تو به این چیزها کار نداشته باش بزار سانگوک یک شب راحت باشه چون می گیون هم چیزی نگفته و از خاطرات خودش در این شبها میگه .باز چشم زنشو دور دیده


زن سامبو هم به می گیون میگه دستی دستی می خواهی خودنو بدبخت کنی این چه کاریه که می گیون خیلی خونسرد میگه من خودم خواستم اونها خیلی همدیگه را دوست دارند .سانگوک فرمانداره و میتونه با هر خدمتکاری خواست بخوابه


حذف بعضی از صحبتها بین داینونگ و می گیون :
صبح داینونگ از اتاق میاید بیرون و می گیون در مورد نتیجه کار میپرسه که داینونگ میگه اون نه حرفی زد و نه کاری کرد فقط غصه میخورد .اون به من علاقه منده ولی نمیتونه به شما هم خیانت کنه و همین مسئله است که اون سرش گیر کرده بهترین راه اینه که من از اینجا برم و به عنوان ندیمه یکجای دیگه کار کنم که می گیون میگه ما تو را هنوز همون مدیر سونگ بانگ میدونیم و اگه از اینجا بری باعث ناراحتی سانگوک میشی بهتره همینجا بمونی

ناراحتی سانگوک از اتفاق دیشب و ورود می گیون به اتاق که سانگوک روش نمیشه تو روی می گیون نگاه کنه و می گیون از دل سانگوک در میاره و میگه من ناراحت نیستم



احوال پرسی بوکتایی از چورای




و در اتاق خواب که بچه شون نمیزاره کار ادامه پیدا کنه



ورود بوکتایی به قهوه خونه مادر سانگوک برای دادن خبر استعفا

دعا کردن می گیون برای شوهرش در حضور بودای بزرگ در معبد که ابتدای آهنگ سکانس می گیون گذاشته شد




