تبليغاتX
حاشیه .......

JavaScript Codes
نمی دانم ولی داستان زیر دارای ویژگیهایی جالبی از جمله روابط عاطفی انسانی بود که مرا برآن  داشت که در وبلاگ قرار دهم امیدوارم مورد توجه قرار گیرد:
 

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 9:49 |