تبليغاتX
حاشیه .......

JavaScript Codes
+ نوشته شده توسط ساعدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 11:39 |
ارتقاع درجه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 11:37 |
شروع جنگ و ورود به ارتش

نامه فرماندار


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 10:49 |
+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 10:49 |
به خاطر عشق

التماس به یوم مون


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 10:48 |

+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 10:46 |
+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 8:42 |
مرگ نخست وزیر

کشته شدن نخست وزیر بدست یوم مون


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 8:41 |

گونگ بوک به ساحل میاید وبه اتفاقات افتاده فکر میکنه که چرا جانگهوا جان یوم مون را نجات داده و  چرا یوم مون اونموقع جان او را نجات داده

کاپیتان گروه امنیتی ارباب سول که دستش رو شده برای محاکمه پیش کاپیتان ارشد(فرمانده) جانگ برده می شود . کاپیتان میگه این چه رفتاریه و من یکی از افراد ارشد تو هستم  .فرمانده جانگ میگه که تو با بانو جمی تبانی کردی و به این خاطر گروه ارباب یی تاریخ دقیق حرکت ما به تبت را می دانست و اینطور باعث شدی تا تعدادی از بازرگانانمان را از دست بدیم و تو بابت این خدمت حتی یک مغازه دستمزد گرفتی

کاپیتان خیانت کار

گونگ بوک میگه تو هم مثل من برده بودی چطور تونستی جواب محبت ارباب را با خیانت بدی.کاپیتانه میگه من می خواستم که تو کشته بشی چون تو جای من را گرفتی و اعتماد ارباب را بدست آوردی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 8:24 |

این قسمت داری 14 دقیقه به طور خالص حذفی بود

اولین جا این نکته عجیب بود که اسم اون طرف که پول بانو چبی(به اصطلاح تی وی ملکه) را می خواهد بگیر چان سان گویی است و تی وی میگه کیان زیان گو . و جالب اینجاست اصلاً در این سکانس اسمی از او برده نمیشه و این اسم عجیب و غریب معلوم نیست از کجا امده

 

تعارف مشروب توسط ارباب یی به یوم مون


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ساعدی در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 8:23 |