تبليغاتX
حاشیه .......

JavaScript Codes
Ba tashakor az dooste aziz Arta ke
in ahango dar ekhtiyare man gharar dadan
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 18:18 |
 
آهنگ جدید و زیبای گروه فارز به همراهي شهرام کاشانی
 
 
------------
آهنگ جدید و بسیار زیبای کامران و هومن به نام دوست دارم خیلی زیاد . با 2 کیفیت متفاوت
 
 
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 18:8 |
ویدیو جدید و بسیار زیبای ساسان و یاس به نام راز

 

دانلود ویدیو

----------

سلام دوستان گلم

اميدوارم که از اهنگ لذت برده باشين

 تا کار جديد و زيبا به سبک رپ دارم واستون که پيشنهاد ميکنم حتما دانلود کنيد

البته اهنگ شماره 1 اهنگ خالي مي باشد وبدون کلامه.

 

 
  • نام البوم : تلخ
  • خواننده : باند 171
  • سال انتشار : 1385
  • سبک البوم : رپ
  • توضیحات : حتما دانلود کنید خیلی زیباست.
 
 گوش دادن به این البوم به صورت انلاین Play Album

Song Name / Title Download Download
01 - Intro [128] [32]
02 - Baxe Gorgan [128] [32]
03 - Messy Life(Zendegie Kasif)feat Meysam Hakan

+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 17:54 |
این بیوگرافی رو خودم ترجمه کردم راستش متنش یه

خورده سنگین بود و به خاطر همین شاید بعضی از

جمله بندی هاش تغییراتی کرده باشه اما تضمین میکنم

که کاملا معتبره و معنی واقعی متن هیچ تغییری نکرده

 
 
 
 
   

لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی

است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق

و کشورهای جنوبی آسیا . زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد

لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد ! در سال های اخیر او به عنوان دختر

دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را

تسخیر کرده است . محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای

نقش تیز و گوشه دارش دردرام محبوب کره ای در نقش یانگوم به نوع

بسیار تعریفی رشد کرد . این درام این قدر موفق بود که بسیاری از کشورها

پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند .

در هنگ کونگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ

در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال ! در چین ملیون ها بیننده سریال

را میدیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود .

بعد از آن لی یانگ ا دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،

چین و ژاپن شد . در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت

شگفت انگیز بود . در چین مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی

نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد .

دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این

سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش

به نمایش گذاشت .

او در زندگی نامه اش به نام عهد لی یانگ در سال 2006 راجع به

این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد .

او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیخ

شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد .

در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه

حرفه ای برود . از آن پس اوبرنامه  ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را

تغییر نداد . مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد

از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم همراهی با بانوی انتقام . او گفت چیزی که

نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است .

 

لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005

و  Beaksang Art Awards در سال 2006 برای فیلم همراهی با بانوی انتقام

به دست آورد .

در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات

الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی

 LG باشد . ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای

 آسیایی برگزار خواهد کرد .

 

+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 17:19 |
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 17:13 |

سلام دوستان گلم

اميدوارم که از اهنگايي که ميفرستم واستون لذت برده باشين

امشب يه البوم توپ اماده کردم از نويد و اميد

خيلي باحاله حتما دانلود کنين

 
  • نام البوم : فریاد
  • خواننده : نوید و امید
  • سال انتشار : 1385
  • سبک البوم : پاپ
  • توضیحات :
 
 گوش دادن به این البوم به صورت انلاین Play Album

Song Name / Title Download Download
01 - Chi Mishod [128] [32]
02 - Ghasedak [128] [32]
03 - Goriz 2006 (Feat Ebi) [128] [32]
04 - Sayeye Eshgh [128] [32]
05 - Eshghe Javid [128] [32]
06 - Chera [128] [32]
07 - Roof o Fire (Feat Daad) [128] [32]
08 - Entezar [128] [32]
09 - Delet Miad ? [128] [32]
10 - Farda Ye Rooze Digast (Feat Jasmin) [128] [32]
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 17:7 |
! Let's bomb 300

باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از - 9 مارس 2007-  در سینماها اکران شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.

نمی‌خواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر می‌کنید ، چنین تصویرسازی‌ای از خشایارشاه درست است؟!


 

 

 آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کرده‌اند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیه‌ای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب می‌شد.

 

لباس ایرانیان باستان:

بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده اس
ت.)

 

 

خشایارشا ، به لباس توجه کنید.

اطلاعات کامل درباره فیلم 300:

300
محصول سال 2007 و اقتباسی از رمان تصویری 300 است. این رمان تصویری به وسیله فرانک میلر نوشته است ، رمان درباره نبرد ترموپیل است.


 

فرانک میلر کیست؟

فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیک‌استریپ‌هایش شناخته شده است. یکی از معروف‌ترین کمیک‌استریپ‌های وی «شهر گناه» یا
sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.

 

آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟

خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهام‌بخش میلر در نوشتن و طراحی کمیک‌استریپ‌اش بوده است.

 

کارگردان فیلم کیست؟

کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامه‌اش فیلم چندان مهمی دیده نمی‌شود.

تریلر فیلم:
 

 

خلاصه داستان فیلم:

300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بی‌ربط نبرد ترمویپل را روایت می‌کند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی می‌کند ، وگرچه نهایتا کشته می‌شود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانی‌ها در برابر ایرانیان می‌شود.

داستان تولید فیلم 300 :

در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیش‌نویس 121 صفحه‌ای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دست‌اندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیت‌های فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت می‌کند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.
دو ماه طول کشید تا نیزه‌ها ، سپرها و لباس‌ها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلم‌های تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلم‌برداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.

جالب است بدانید تقریبا تمام صحنه‌های این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلم‌برداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پرده‌های آبی نقش بازی می‌کردند و بعد صحنه‌های پشت زمینه اضافه می‌شد:


بعد از فیلم برداری ، فیلم مورد ویرایش دیجیتالی قرار گرفت و تقریبا 250 جلوه ویژه به آن اضافه شد ، 70 هنرمند انیماتور در این مرحله با پروژه فیلم همکاری می‌کردند.

 

تاریخ یا افسانه؟
داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 ساله‌اش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزاده‌ای تحصیل‌کرده ، خوش‌اندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز می‌رفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهه‌های بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستان‌های حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشته‌ها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».

داستان‌هایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانی‌ها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستان‌ها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتاب‌های تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی می‌تراشند.

نکته جالبی که در بسیاری از نوشته‌های این مورخان غربی به چشم می‌خورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه می‌بینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را می‌ستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانه‌ای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان می‌افتند به یکباره سخنانشان عوض می‌شود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.

در سال 480 پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید ، داستان لشکرکشی خشایارشا را داستان‌پردازان یونانی چنان پرداخته‌اند که گویا خشایارشا تمام آسیا را بر ضد شهر آتن بسیج کرده بوده است. هرودوت برای انکه بنمایاند که آتن خیلی اهمیت و ابهت داسته ، این داستان را در کتاب هفتم تاریخش به تفصیل شگفت‌آور و دل‌انگیزی به رشته نتحریر درآورده است. او بندهای 305 و 310 کتابش را به آمار سپاهیان ایران اختصاص داده و می‌نویسد که شمار ناوهای خشایارشا در این جنگ افزون بر 5200 فروند بوده و افراد نیروی دریایی‌اش از 517 هزار نفر بیشتر بودند ، کل تعداد جنگندگان خشایارشا از نیروی زمینی و دریایی که در داستان دلکش هرودوت به جنگ آتن بسیج شده بودند بالغ بر 2 میلیون و 317 هزار نفر بود ، که یک میلیون و هفتصد هزار نفرشان افراد پیاده‌نظام بودند.

هرودوت آنقدر در فکر بزرگ جلوه دادن لشکرکشی خشایارشا و اهمیت تراشیدن برای نیروی آتن بوده که با وجود آنکه مردی با تجربه و دقیق بوده ، فراموش کرده بوده که فکر کند چنین انبوهی از انسان‌ها چگونه قادر بوده خواربار مورد نیازش را در سرزمین کوچکی چون کرانه‌های دریای ایژه و غرب آسیای صغیر تأمین کند.

نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی‌های ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتی‌های دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.

 

آنچه 300 و فیلم‌های مشابه نمی‌گویند و یا نمی‌خواهند که بگویند:

- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلح‌طلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمین‌های تحت سلطه

با فیلم 300 چه می‌توانیم بکنیم؟

به گمان من سینما از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند خواسته یا ناخواسته روی افکار عمومی اثر بگذارد ، فیلم 300 هم از این قاعده مستثنی نیست و خوش‌خیالی است اگر گمام کنیم چنین فیلم پرهزینه و دراماتیکی با انبوه جلوه‌های ویژه‌اش نتواند ، نظر غربیان را درباره پیشینه ما عوض کند.

مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهره‌ای سیاه برای رسانه‌های غربی درست می‌کنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم ، نباید بهتر از این را انتظار داشته باشیم. بارها نوشته‌ام که فرهنگ هم دیجیتالی شده است ، وقتی برای نوشتن این پست نبرد ترموپیل و خشایارشا را در در گوگل جستجو می کردم ، متوجه شدم ، حتی یک سایت خوب درباره تاریخ باستان نداریم. هرچه بود تلاش‌های پراکنده افرادی معدود و پست‌های پراکنده وبلاگ‌نویس‌ها بود.

از ساختن فیلم و گیم هم نگویید که نه توان ساختن آنها را داریم و نه اراده‌ای برای تجلیل از گذشته خود.

اگر هرودوت با اغراق 300 نفر را در برابر سپاهی میلیونی قرار داد باید اعتراف کنم که در حال حاضر ، دقیقا شرایط برعکس شده است ، اکنون ما وبلاگ‌نویس‌ها هستیم و انبوهی از رسانه‌ها و استودیوهای غربی با بودجه‌های میلیون دلاری! نمی دانم شمار وبلاگ‌هایی که برای مقابله در برابر 300 ، همکاری خواهند کرد به 300 وبلاگ می‌رسد یا نه!

راهکارهای مقابله:

- بمباران گوگلی :
ساده‌ترین و آسان‌ترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!

- ویرایش منصفانه ویکی‌پدیا : به ویکی‌پدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید.
 
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایت‌های معرفی فیلم  و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.

- کمک به برپا و پربار شدن سایت 300themovie.info

اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی در وبلاگستان مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتاب‌هایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکی‌پدیا و سایت 300themovie.info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie.info در این کار شرکت کنند.

چگونه بمباران گوگلی کنیم؟

برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگ‌نویس‌ها به سایت 300themovie.info لینک بدهد ،‌آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.

این کد را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید : <a href="http://300themovie.info">300 the movie </a>

 

این هم بمب این جانب

! [ برای بمباران حتما بر روی لینک زیر کلیک کنید ]
:
 
300
The Movie

در اینجا هم لینک دانلود قسمتی از این فیلم را برای شما گذاشته ایم :

دانلود گوشه ای از فیلم


در همین زمینه:


- يونانی‌های خوش‌تيپ، ايرانی‌های وحشی!
- با سیصد چه کار کنیم؟
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 17:5 |

اختلاف رفتاری دو جنس
زنان و مردان در رفتار تفاوت های زیادی دارند . مثلاً وقتی یك زن می خواهد سر صحبت را با همسرش باز كند از موضوعهای كاملاً متفاوتی آغاز می كند ، در حالی كه مردان زمانی كه صحبت می كنند می خواهند افكار و اطلاعاتی را بیان كنند . برای مردان ارتباط برقرار كردن یعنی تبادل اطلاعات ، در حالی كه برای زنان این امر به معنی سهیم شدن ، سهیم كردن و صمیمیت و لذت بردن است . هدف زنان از مكالمه این است كه احساسِ حمایت كنند و تا جایی پیش بروند كه خودشان را بفهمانند و دیگران را بفهمند . مردان به دنبال صحبت های سریع و ترجیحاً جالب و بامزه و از همه مهمتر علمی و مفید هستند . آنها به ندرت " حرف زدن برای حرف زدن " را دوست دارند . در حالی كه زنان دوست دارند از احساسات و علائقشان سخن بگویند.
زنان بدانند :
كه مردان چگونه ارتباط برقرار می كنند و مخصوصاً بدانند كه آنها چگونه ارتباط كلامی ایجاد می كنند .
به مردان كمك كنند تا آنچه را كه در درونشان می گذرد ، بهتر و بیشتر با آنان در میان بگذارند . زن عادی ، در مقایسه با مرد عادی در ایجاد ارتباط كلامی استاد است ، مخصوصاً زمانی كه ابراز احساسات در میان باشد .
مردان بدانند:
به شیوه ارتباط برقرار كردن خود و همسرشان توجه كنند . آنان باید بدانند كه بین شیوه ارتباط برقرار كردن آنها و همسرشان تفاوت بسیار زیادی وجود دارد .
با این شناخت آنان می توانند از خود رفع اتهام كنند و نگرش های دفاعی خود را درباره زنان كنار بگذارند و آنها را متهم نكنند كه به طور دائم انتقاد می كنند و نق می زنند . مردان احتمالاً می توانند متوجه شوند كه زنان از بیان كردن حالت های روحی خود لذت می برند . زنان این كار را به منظور انتقاد از مردان انجام نمی دهند بلكه بیشتر برای بهبود رابطه و نزدیكتر كردن خود به همسرشان و احساسِ داشتن یار و همراه انجام می دهند . برای زنان بیان كردن حالت های روحی ، حتی احساسات منفی ، نوعی اثبات علاقه است.
تفاوت های روانی زنان و مردان:
از دهه ۱۹۵۰ به این طرف ، روانشناسی جدید خواسته است از تفاوت های زن و مرد بكاهد ؛ زیرا این تفاوت ها در گذشته ، اغلب برای مطیع كردن و به خدمت گرفتن زنان به كار رفته است . طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در مورد ۶۱ جامعه ، تقریباً ۵۰ درصد زوجها طلاق می گیرند یا می خواهند طلاق بگیرند و این اتفاق معمولاً در سال چهارم یا پنجم زندگی مشترك آنها رخ می دهد . درصد ازدیاد طلاق بین سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۹۰ به ۳۰۰ درصد می رسد .
۵۹ درصد خصوصیات و رفتار زیست شناختی مردان و زنان یكی است. هر دو یك مغز ، یك بدن ، دو دست ، دو پا و ... دارند ، نفس می كشند ، غذا می خورند ، می خوابند و ... .
اعتقاد به این كه تفاوت های ژنتیكی ، غددی ، هورمونی ، اندامی و ... نمی توانند روی روان و رفتار زنان و مردان اثر بگذارند ، كاملاً غلط و ضد علمی است . اگر روان شناسی تفاوت های دو جنس در قرن ۱۹ این اشتباه را مرتكب شد كه مرد را به عنوان جنس برتر شناخت تا بتواند زن را پایین بیاورد و او را فقط به نقش های معمولی بارداری ، تربیت فرزندان و تغذیه محدود كند ، این باور نیز می تواند كاملاً اشتباه و خطرناك باشد كه زن و مرد مشابه هستند . زن و مرد در حقیقت انسانند ، اما متفاوت . در كتاب ، " كشف كردن تفاوت هایمان " ، اثر ژورتانبنوم ، گفته شده است كه برای درك واقعیت چهار روش وجود دارد : فیزیكی ، احساسی ، عقلانی و روحانی . زنان به راحتی می توانند از یك روش به روش دیگر بروند اما مردان با روش فیزیكی و عقلانی راحت ترند . به عنوان مثال مردی كه غمگین یا شاد است این حالت ها را با رفتار ( فیزیكی ) خود نشان می دهد . به عبارت دیگر مرد به عمل ، ارجحیت می دهد . زن غم را احساس می كند و حتی می تواند بی دلیل احساساتی شود ، ولی درك این موضوع برای مر بسیار سخت است . زن به رابطه خود و محیط ، بیشترین ارجحیت را می دهد .
برای مرد ، هیجان بیانگر یك مشكل یا تعارض است ؛ پس به دنبال این هیجان می رود تا آن را از بین ببرد و آرامش روحی اش را دوباره به دست بیاورد . برای زن هیجان به صورت بهانه برای ایجاد ارتباط در می آید . زن می خواهد هیجان خود را بیان كند ، آن را با دیگران تقسیم كند و در مقابل ، هیجانهای دیگران را به دست آورد . وقتی زن هیجان خود را برای شوهرش تعریف می كند شوهر به طور خودكار فكر می كند كه خودش قسمتی از مشكل است ، او دلیل یا یكی از دلایلی است كه این هیجان را به وجود آورده است .
بنابراین اغلب به حالت دفاعی ، واكنش نشان می دهد . شوهر برای آن كه به زنش كمك كند تا هیجان او از بین برود ، به جستجو و پیدا كردن راه حلی برای مشكل می گردد . این كار موجب می شود كه زن فكر كند مرد می خواهد عیب او را جبران كند یا می خواهد همیشه حرف آخر را بزند ؛ زیرا مرد هیجان خود را به شیوه عقلانی و اندیشمندانه بیان می كند ، برای همین احساس می كند كه مورد حمله قرار گرفته ، و زن احساس می كند كه درك نشده است . یك متخصص در زبان شناسی اجتماعی برای درك این كه چرا مردان و زنان در ارتباط برقرار كردن این قدر مشكل دارند ، به تحلیل روش های مكالمه و گفتگو بین زنان و مردان پرداخته است. او نشان داده كه مردان به اندازه زنان حرف می زنند اما آنها در همان شرایط از همان موضوعها و برای همان هدف ها حرف نمی زنند . زنان برای ایجاد ارتباط و بیان حالت های روحی خود از زبان ارتباطی و صمیمانه ، استفاده می كنند . مردان از زبان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند . برای مرد ، زبانِ عملكرد ابزاری دارد و برای حفظ استقلال به كار می رود . مردان از واقعیت های عینی و خارجی حرف می زنند ، در حالی كه زن از زندگی خصوصی خود برای استراحت و تجدید قوا در سكوت بهره می گیرند . مرد در جمع بیشتر حرف می زند ، مرد سخنرانی می كند و زن تظاهر می كند كه گوش می دهد ؛ زیرا برای زن زندگی خصوصی اهمیت دارد و نه موقعیت اجتماعی . به علاوه مردان تنها زمانی در جمع صحبت می كنند كه هر بار فقط یك نفر حرف بزند در حالی كه زنان وقتی بیشتر از یك صدا شنیده می شود ، راحت تر حرف می زنند . هنگام حرف زدن ، زنان معمولاً به دنبال تأیید شدن هستند ، در حالی كه مردان قدرت طلبی می كنند. زنان برای ارتباط برقرار كردن ، ناراحتی ها یا نگرانی های كوچك خود را تعریف می كنند ، مرد بیان ناراحتی ها یا نگرانی ها را به حساب سرزنش یا انتقاد از خود می گذارد .
با درنظر گرفتن این موضوع كه بین زنها و مردان تفاوت های زیادی وجود دارد (كه این تفاوت ها مكمل یكدیگرند).
مردان می خواهند كه زنان ، كمتر حرف بزنند ، فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشند ، كمتر رمانتیك باشند ، كمتر فكر خود را به دیگران مشغول كنند ، به كارشان بیشتر مشغول باشند ، بیشتر منطقی باشند ، بیشتر در خانه بمانند ، كمتر حساس باشند ، خوش قول تر باشند و زودتر حاضر شوند .
زنان می خواهند كه مردان ، بیشتر حرف بزنند ، بیشتر عاطفی باشند ، فعالیت های بدنی كمتری داشته باشند ، بیشتر رمانتیك باشند ، وقت خود را كمتر به كار و بیشتر برای خانواده صرف كنند ، كمتر حسابگر باشند ، بیشتر به بیرون از خانه بروند و همدردی بیشتری نشان دهند ، كمتر عجله داشته باشند و به سلامت خود بیشتر برسند . با مقایسه یك به یك خواسته های زنان و مردان به نظر می رسد شاهد یك صف آرایی برای نبرد هستیم . نبردی كه در آن هر كسی ادعا می كند طرف مقابل او را دوست ندارد ؛ هر كس ، ادراك خود را به عنوان هنجار معرفی می كند كه باید دنبال شود . هر دو طرف خیال می كنند كه مسئله ، مسئله عشق یا اراده است اما نمی دانند كه تفاوت های ذاتی باعث به وجود آمدن این تفاوت ها می شود و دشواری ها را به وجود می آورد . باید تفاوت های زنان و مردان را شناخت و به آنها اهمیت داد نه این كه برای " هنجارسازی " جنس مخالف به كار گرفت . با این كار یكی دیگری را متهم نخواهد كرد كه صداقت ندارد یا نمی تواند ارتباط برقرار كند

+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 17:0 |
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 16:35 |
 
  • نام البوم : هیچکی مثل تو نمیشه
  • خواننده : فرهاد جواهر کلام
  • سال انتشار : 2007
  • سبک البوم : پاپ
  • توضیحات :
 
 گوش دادن به این البوم به صورت انلاین Play Album

Song Name / Title Download Download
01 - Hichki Mese To Nemishe [128] [32]
02 - Ba Ye Cheshm beham Zadan [128] [32]
03 - Mikham Hame Donya Ino Bedoonan [128] [32]
04 - Tanha [128] [32]
05 - Jaye To Inja Khalie [128] [32]
06 - Kheili Delam Tange Barat [128] [32]
07 - Az Cheshme To Mibinam [128] [32]
08 - Chesham Toro Gerefte [128] [32]
09 - Yadet Nare [128] [32]
10 - Akharin Eshghe Hamishe [128] [32]
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 15:35 |

Salam , Dostan Link download Album hay Music dorost shod

va hala shoma mitavanid Album Music haro

Download Konid

 

Siavash Ghomayshi

Sunset to Sunrise

01 - Farangis

02 - Khabeh Baroon

03 - Faseleh

04 - Tolou

05 - Baroon

06 - Ghoroub

 

Full Album Zip 1 [ Download ]

Full Album Zip 2 [ Download ]

Full Album Zip 3 [ Download ]

+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 15:26 |
با خبر شدن از تماسهاي تلفني هنگام اتصال به اینتر نت
آمار نشان ميدهد که در حدود 6 ميليون ايرانی به شبکه ی اينترنت متصل ميشوند . بسياری از اين کاربران به دلايل مختلف شغلی و يا تفريحی روزانه ساعتها به کارهای اينترنتی خود ميپردازند ولی بايد اين موضوع را هم در نظر گرفت که در کشور ما تنها بخش اندکی از کاربران خانگی و قسمتی از کاربران اداری خط تلفن مجزا برای اينترنت را دارا هستند و بسياری از اين کاربران تنها به دليل وجود امکان تماس تلفنی هنگام اتصال , اتصال خود را قطع ميکنند!

تا به حال به فکر مطلع شدن از تماسهای تلفنی هنگام اتصال به اينترنت بوده ايد؟ شايد خيلی علاقه داشته باشيد که بتوانيد بدانيد وقتی شما به اينترنت متصل هستيد چه کسی پشت خط هست ! آيا آن شخص ارزش قطع ارتباط را دارد يا Online باقی ماندن بهتر است و يا لحظه ای ارتباط را قطع كردن و به او پاسخ دادن و سپس دوباره به شبکه متصل شدن! بايد بگم که رسيدن به اين درخواست اصلا دور از دسترس نيست!


 

شرکت TraySoft محصولی را عرضه نموده است با نام PhoneTray Dialup که توسط آن کاربر ميتواند Online باقي بماند بدون اينكه تماسهاي مهمي كه به او ميشود را از دست بدهد به عبارت ديگر اصول کار برنامه به گونه ايست که وقتي شما Online هستيد وشخصی با تلفن شما تماس ميگيرد , PhoneTray Dialup توسط يک Popup که در بالای Systray ويندوز ظاهر ميشود (بخش راستی TaskBar ) و به شما اطلاع ميدهد كه برای مثال فلان شماره هم اکنون در حال تماس با شما ميباشد!! ويژگی فوق العاده و بسيار مهم ديگر اين نرم افزار اين است که در آن صفحه ی Popup بالا آمده شماره ی شخص تماس گيرنده رو هم به کاربر نشان ميدهد تا تا او با اطلاع کامل يکی از 3 گزينه ای را که نرم افزار در اختيارش قرار ميدهد يعنی باقی ماندن به همان صورت Online و جواب ندادن به تماس و يا قطع ارتباط با اينترنت و پاسخ به تماس تلفنی و يا حتی باقی نگاه داشتن اتصال و جواب دادن به تلفن و سپس بازگشت دوباره به اينترنت را انتخاب کنيد(که البته ويژگی آخر در صورتی است که ISP کاربر اين توانايی را پشتيبانی کند) را انتخاب کند.PhoneTray Dialup برای انجام کار خودش به بهترين وجه به 3 چيز ساده نياز دارد:


1. داشتن يک مودم از نوع V.92 برای اتصال به اينترنت(اکثر مودم های جديد اين سيستم را دارا هستند و تفاوت قيمت محسوسی با مودم های نوع V.90 نيز ندارند)
2. مجهز بودن تلفن به سيتسم انتظار تماس توسط مخابرات (همون 2 خطه بودن که با تلفن های ديجيتال بيسيم خود ما نيز ميتوانيم با فشردن دکمه ی * و سپس 48 و سرآخر # خط تلفن خود را به حالت انتظار تماس در بياوريم!)
3. خط تلفن ديجيتال با توانايی پشتيبانی CallerID و همچنين مودمی با توانايی پشتيبانی اين سيستم
PhoneTray Dialup قادره که شماره ی شخص تماس گيرنده رو هم برای شما بخونه چون ممکنه شما سر سيستم نباشد و يا حواستان به صفحه ی مونيتور نباشد ولی بايد نرم افزار Text-To-Speech در سيستم نصب باشد تا بتواند شماره شخص تماس گيرنده و يا نام آن شخص را برای شما بخواند!! بلی نام شخص را چون شما توسط اين نرم افزار قادر هستيد دفترچه تلفنی مجازی برای خود بسازيد و تمام شماره های مورد نيازتون رو در آن وارد کنيد. هنگام تماس نرم افزار فورا به دفترچه تلفن سر ميزند و اگر شماره تماس گيرنده در آنجا موجود بود نام آن شخص را برای شما ميخواند!. دارا بودن انواع Ring Tone براي صداي زنگ از ويژگيهاي جالب توجه ديگر اين نرم افزار ميباشد كه در حدود 20 عدد آهنگ مختلف در حافظه داراست و شما ميتونين از هر فايل صوتي كه بخواند به جاي صداي زنگ استفاده كنيد حتی صدای ضبط شده خود شما!
ويژگی ديگر و بی همتای اين نرم افزار در Block کردن شماره تماسهای مزاحم است يعنی اگر شما دوست نداريد شماره ای برای شما تماس بگيرد ان شماره را با اين نرم افزار ميدهيد و اين برنامه پس از اجازه ی به صدا در آمدن زنگ تلفن منزل را نميدهد و فورا از تماس آن شخص جلوگيری به عمل می آورد ! قادر به ضبط تمامي تماس ی گرفته شده ميباشد و يك History كامل (شامل زمان تماس وشماره ی تماس و تاريخ و...) را براي ما ايجاد مينمايد . ويژگی جالب و مفيد ديگر نرم افزار توانايی تبديل شدن به تلفن آن است که از خود برنامه هم ميشود به عنوان تلفن استفاده كرد و به تماسهای ورودی پاسخ داد.

لینک دانلود نرم افزار با حجم بسیار کم : Download

+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 10:56 |

محسن چاوشي وگلا يه هاي ناگفته اش ؛ خيلي دلم گرفته از خيلي ها

 

فيلم منتخب تماشاگران جشنواره امسال از همان روزهايي که زمزمه ساخته شدنش شنيده مي شد، حاشيه ساز بود. از نگاه هميشه فلسفي و گاه تلخ داريوش مهرجويي که اين بار فضايي موزيکال را در کنار تمام خصوصيات خاص فيلم هايش نشانه رفته بود تا دست به دست شدن بازيگر نقش اول آن و در کنار همه اين ها حضور خواننده اي که رکوددار آهنگ هاي داخلي است، همه نشانه هاي ساخت فيلمي متفاوت ولي تماشاگرپسند بود. محسن چاووشي چند سالي مي شود که جزو شناخته شده ترين خوانندگان داخلي است. اگرچه آلبوم ها و آهنگ هاي او پشت سر هم لو مي روند و سر از سايت هاي اينترنتي و ماشين و خانه هاي مردم در مي آورند و حتي فروشگاه هاي موسيقي هم آلبوم هاي او را در کنار ساير خوانندگان قرار مي دهند و مي فروشند، بدون اين که هيچ نفع مالي و حتي روحي و معنوي برايش داشته باشند.
او اين روزها با اين که از اکران فيلم سنتوري خوشحال است، اما با دلگيري از اتفاقاتي که براي او در حين اکران فيلم افتاده صحبت مي کند. در حين گفت وگو سعي مي کند بسيار گزيده و حساب شده کلماتش را انتخاب کند و حتي بعضي مواقع يا ضبط را خاموش مي کند و يا مي خواهد که قسمتي از حرف هايش را ننويسم. هر چند مي گويد که با اتفاقات اين گونه چندان بيگانه نيست و از اين رفتارها زياد ديده است.
قرار گفت وگو را در خانه اي که او با پدر و مادرش در آن زندگي مي کند، مي گذارم. خانه اي در مناطق مرکزي تهران که آپارتمانهايش معمولا متراژي 70-80 متري دارند. در طبقه دوم يکي از همين آپارتمان ها در اتاقي 9 متري روبه روي هم نشسته ايم. اتاقي بسيار ساده که موسيقي و ترانه هاي متن فيلم سنتوري در اين اتاق ساخته و ضبط شده اند. در اتاق به غير از يک کامپيوتر با باندهايي بزرگ و يک کيبورد موسيقي که روي دسته هاي يک صندلي گذاشته شده ، وسيله ديگري براي انجام کارهاي موسيقي ديده نمي شود. بر روي ديوار هم يک تابلو با اسامي پنج تنآل عبا به همراه يک پوستر معمولي از تصوير خودش است. ظاهرا اين تنها عکسي است که از او چهره اي مشخص و واضح را نشان مي دهد. مي گويد: «اين عکس را دوستم با موبايلش گرفت. کيفيت خوبي ندارد، اما نمي دانم چي شد که يک هفته بعد پوسترش را ديدم که مي فروشند. اين را هم که مي بيني به ديوار زده ام. يکي از دوستانم برايم آورده وگرنه من که از عکس و عکاسي و تصوير خودم فراري ام» و مي خندد.
محسن چاووشي در فيلم سنتوري چهار ترانه خوانده، اما تنها توانسته يک بار و با هزار زحمت و رفيق بازي فيلم را ببيند. آن هم در جشنواره، نه جاي ديگر: «نه آقاي مهرجويي و نه هيچ کس ديگري از من براي ديدن فيلم دعوت نکردند. براي ديدن فيلم خودم رفتم و توي صف ايستادم. يکي دو ساعتي در صف بودم، بالاخره هم بليت گيرم نيامد. به هر زحمتي بود با يکي از دوستانم هماهنگ کردم و رفتم داخل و فيلم را ديدم. خيلي فيلم خوبي بود. واقعا از بازي بهرام رادان لذت بردم. وقتي قسمت هاي موزيک و خواندن شروع مي شد، واقعا تعجب مي کردم. بهرام رادان به قدري خوب حس کارها را گرفته بود و همراه آهنگ ها لب مي زد که فکر مي کردم خودش کارها را خوانده و صدا، صداي خود بهرام است.»
اگر تا مدتي قبل شايع بود که مي گفتند بازيگران فيلم هاي سينمايي ايران بايد از فيلتر محمدرضا شريفي نيا بگذرند و انتخاب شوند، اين بار انتخاب خوانندگان فيلم ها را هم مي توانيد به ادامه شايعات قبلي وصل کنيد. در انتخاب محسن چاوشي، ردپاي محمدرضا شريفي نيا ديده مي شود. در حين ساخت موسيقي و ترانه هاي فيلم اتفاقات جالبي براي محسن چاوشي افتاده است که هر کدام به گفته خودش، براي او خاطره شده اند و او هنگام تعريف کردنشان مدام لبخند مي زند و با خوشي از آنها ياد مي کند: « سال قبل بود که پيشنهاد ساخت ترانه هاي فيلم سنتوري به من داده شد. آن روزها من چندان وضع مالي خوبي نداشتم. آلبوم لنگه کفش هم لو رفته بود و شرايط روحي ام خيلي بد بود. برادرزاده آقاي شريفي نيا تماس گرفت و پيشنهاد همکاري از طرف آقاي مهرجويي و شريفي نيا را مطرح کرد. آدرس را گرفتم و به دفتر آقاي مهرجويي رفتم و با هم صحبت کرديم. آقاي مهرجويي گفت که تمامي کارهاي من را گوش کرده و مي خواهد در اين فيلم ساخت آهنگ را به من بسپارد. فکر مي کنم آقاي مهرجويي يک دروغ به من گفت و من هم يک دروغ به او. او گفت که همه آهنگ هاي من را شنيده و دوست دارد و من هم گفتم که همه فيلم هايش را ديده ام و دوست دارم. به هر حال فيلمنامه را گرفتم و بدون قرارداد، قرار شد ترانه ها را بسازم. فيلمنامه را به حسين صفا و امير ارجيني، دو ترانه سرايم نشان دادم و قرار شد که آنها ترانه ها را بسته به فضاي فيلم گويند. حتي در يکي از ترانه ها، اسم «رفيق من» بيشتر قافيه ها بر وزن و قافيه سنتور است. ترانه ها تاييد شد، شروع به ساخت ملودي ها کردم. همان طور که گفتم آن روزها وضع مالي ام اصلا خوب نبود و براي هماهنگي با آقاي مهرجويي مجبور بودم هر روز از خيابان خوش تا اقدسيه بروم و چون هر روز پول کرايه را نمي توانستم بدهم، مجبور شدم با يکي از دوستانم که چند سال بود با هم قهر بوديم آشتي کنم تا با ماشينش بتوانم به دفتر مهرجويي بروم...» به اين قسمت حرفش که مي رسد، با صداي بلند مي خندد و سرش را تکان مي دهد، انگار خجالتي که خاص خود اوست مي گويد حتي براي ساخت و ضبط ملودي هايش هيچ وسيله اي نداشته: «من يک کيبورد هم براي زدن آهنگ هاي اوليه و تنظيم ملودي هاي نداشتم و همه فکرم بحث مالي کار بود. وقتي ديدم اتفاقي نمي افتد و آبي از کسي گرم نمي شود، پيش يکي از دوستانم رفتم و کيبوردش را چند روزي قرض گرفتم و با هزار بدبختي کامپيوتر دوست ديگرم را امانت گرفتم. وقتي آهنگ ها را ساختم و با کامپيوتر ضبط کردم، تازه سختي کارم شروع شد. مانده بودم وکال و صدا را چطور ضبط کنم؟ مادرم گفت به پنجره پتو مي زند تا صدا داخل نيايد. پنچره ها را پتو زديم. مشکل ديگر پيدا کردن ميکروفن صدابرداري بود. همان روز رفتم کيبورد را پس دادم و به جايش ميکروفن دوستم را دوباره قرض کردم. براي آرام تر بودن محيط و ضبط صدا با کيفيت خوب مجبور بودم شب ها ضبط کنم. ساعت 2:30 شب که مي شد، شروع به ضبط کارها مي کردم. همه باندها را مي بستم که صدا به اسپيکر و بلندگوها نرود و صدايم در آهنگ پژواک نکند. مدام با هدفون کار را گوش مي کردم و مي خواندم.»

اما در موسيقي فيلم، اردوان کامکار هم سنتور زده است و قطعاتي که در فيلم مي بينيد و مي شنويد تنها تفاوتشان با نسخه هايي که محسن چاوشي در آلبوم هايش به بازار فرستاده داشتن صداي سنتور است: «اتفاقا درباره استفاده از صداي سنتور من خودم خيلي تمايل داشتم. به نظرم قطعاتي که سنتور دارند و سنتور بعدا به آنها اضافه شده، قشنگ تر از قطعات اوليه اند. من روز اول از حضور اردوان کامکار هيچ اطلاعي نداشتم و با وضعيتي که از موقعيت مالي ام در آن روزها گفتم، براي اضافه کردن ساز سنتور به موسيقي ها خيلي سختي کشيدم. چون مجبور شدم بروم قم پيش يکي از دوستانم به اسم مهدي حسيني که نوازنده و مدرس سازهاي سنتي است و از او بخواهم صداي سنتور را هم به قطعات اضافه کند. وقتي که قطعات کامل شد و آقاي مهرجويي کار را شنيد، آنها را پسنديد و خيلي خوشش آمد و حتي يکي از آهنگ ها را دو بار در فيلم به کار برد. وقتي گفت که سنتور را قرار است آقاي کامکار بزند، شوکه شدم. بيشتر ناراحتي ام براي وقت و هزينه اي بود که گذاشته بودم. تا لحظه آخر به من درباره حضور آقاي کامکار چيزي گفته نشده بود.»
محسن چاوشي علاقه اي به گفتن مبلغ دستمزدي که براي ساخت چهار تراک و قطعه فيلم سنتوري گرفته، ندارد. اما هنوز مردد است مبلغي که گرفته کل دستمزدش بوده يا نه: «اگر بخواهم حساب کنم پولي که به من داده شد، پول سه قطعه شعرم بود که به شاعرها دادم. من براي اين کارها خيلي سختي کشيدم و هنوز نمي دانم پولي که به من داده شد پول شعرها بود يا تمام کار.»
فرصتي نشده تا او درباره تمام مسائل و مشکلات با کارگردان فيلم صحبت کند و از اين بابت ناراحت است: «من با مهرجويي صحبت نکرده ام، چون از وقتي که آهنگ ها را تحويل دادم، ديگر نديدمش و صحبتي با هم نکرديم. البته به اين برخوردها و به اين وضعيت عادت کرده ام.» ضبط را خاموش مي کند و حرف هايش را که بيشتر حالت درد دل دارد، شمرده تر و با خونسردي بيشتري ادامه مي دهد و در نهايت قول اين را مي گيرد که چيزي درباره شان ننويسم.
در بين حرف هايش دوباره به بازي خوب بهرام رادان برمي گردد و ادامه مي دهد: «سيمرغ بلورين جشنواره واقعا حقش بود. وقتي فيلم را ديدم زنگ زدم و به خاطر بازي اش به او تبريک گفتم و تشکر کردم و او هم متقابلا چنين برخوردي کرد. رابطه ام با بهرام خوب است. در حين ساختن آهنگ ها، يکي دو جلسه او را در دفتر مهرجويي ديدم و روزي که در دفتر، کارها را اجرا کرد، ديدم که خيلي خوب لب مي زند. البته دوستانم مي گفتند که هميشه يک هدفون همراهش بوده که در وقت هاي بيکاري مدام آهنگ ها را گوش و تمرين مي کرد. به همين دليل هم است که واقعا عالي حس کارها را درآورده و آهنگ ها روي لب زدنش نشسته است، طوري که حتي خود من هم فکر کردم با صداي خودش مي خواند.»
محسن چاوشي وقتي فيلم را در سينما ديده، سخت تحت تاثير بعضي قسمت هاي آن قرار گرفته است و حتي گريه هم کرده است: «در صحنه اي که بهرام رادان، تمام زندگي اش را از دست داد و اعتيادش به بيشترين حد رسيده، در بيابان چادري زده و آنجا زندگي مي کرد، در صحنه اي که داشت سوسيس سرخ مي کرد معتادها يکي يکي داخل چادر او مي آمدند و او سوسيس هاي خودش را با مهرباني به آنها مي داد تا بخورند، وقتي که همه غذايش را داد، خوردند، باز رفت و از نايلکس سوسيسي درآورد و شروع کرد به سرخ کردن و دادن به معتادهاي ديگر، در آن صحنه تحت تاثير بازي و نفس کارش قرار گرفتم. آهنگ رفيق من هم که روي آن صحنه ها در حال پخش بود، گريه ام را درآورد.»

محسن چاوشي با اين که در تيتراژ پاياني هيچ اسمي از خودش نديده، عصباني و حتي شوکه هم نشده و با هيچ کس هم براي پيگيري و اعتراض تماس نگرفته است: «وقتي کارم را براي فيلم شروع کردم، پيش بيني تمام اين اتفاقات را کرده بودم و مي دانستم شايد کارم حذف شود، يا صدايم را از روي آهنگ ها بردارند و يا بعضي از قسمت هايش را اصلاح کنند. به همين دليل وقتي اسمم را در تيتراژ پاياني نديدم، اصلا تعجب نکردم. فقط دلگير شدم، از افرادي که وقتي کارشان به نتيجه مي رسد همه چيز را فراموش مي کنند. به هيچ کس هم زنگ نزدم. از اين رفتارها زياد ديده ام. ولي واقعا خوشحال شدم وقتي که اسم حسين صفا و امير ارجيني را به عنوان ترانه سرا ديدم. من هم اگر حقم باشد به حقم مي رسم. همه صداي من را مي شناسند و نيازي به قايم باشک بازي نيست».
شايد با پخش صدا و موسيقي محسن چاوشي در فيلم «سنتوري» او خود به خود مجوزدار شده باشد. به هر حال صداي او از رسانه اي همگاني که از فيلترهاي خاصي هم بايد مجوز پخش بگيرد، پخش شده است. اما او خودش اين موضوع را قبول ندارد و مي گويد: «قبل از فيلم سنتوري، صدا و آهنگ هاي من از تلويزيون هم پخش شده اند و تلويزيون بارها آهنگ امام رضا (ع ) و کربلاي من را پخش کرده. در مقايسه با همگاني بودن و نظارت، سينما قابل مقايسه با تلويزيون نيست. دوستانم گفته اند که چند بار آهنگ «بچه هاي اهواز» هم در ساعت هاي اوليه بامداد از تلويزيون پخش شده. من واقعا نمي دانم وقتي کارهايم از تلويزيون هم پخش مي شوند، چرا به من مي گويند غيرمجاز؟»
وقتي اسم آهنگ بچه هاي اهواز را مي برد، دلش مي گيرد و از حال و هواي جنوب و جنگ صحبت مي کند، محسن چاوشي بچه خرمشهر است و خانواده شان، جزو آخرين خانواده هايي بوده اند که زمان جنگ شهر را ترک کرده اند و هر چه که داشته اند، گذاشته اند و بيرون آمده اند و زماني که برگشته اند با ويرانه هايي غيرقابل شناسايي مواجه شده اند: «همه جاي ايران زندگي کرده ايم، از کرمانشاه و مشهد و کرج تا تهران. ما آواره جنگ بوديم. همه چيزمان را در جنگ از دست داده بوديم. شايد تلخي بعضي از آهنگ هايم در ادامه همين حس باشد. خيلي کم دلم مي آيد که به خرمشهر بروم و آنجا را ببينم. خرمشهر و جنوب پر از خاطره هاي من است.»
محسن چاوشي اين روزها چهار پيشنهاد خوانندگي و ساخت موسيقي فيلم از کارگردانان مطرح سينماي ايران دارد که مي خواهد فعلا اسمي از آنها نبرم. به نظر مي رسد او کم کم بعد از دوازده سال به قول خودش فلاکت و حق خوري ، به حقش در موسيقي رسيده است. او در بيست و هشت سالگي اش تصميم دارد هر طور شده اولين آلبومش را به طور رسمي به بازار بفرستد، به همين دليل تمامي فعاليت هايش را به خانه و اتاق کوچک و ساده اش منتقل کرده است تا ديگر نتيجه اعتماد به دوستانش، لو رفتن ملودي و آهنگ هايش نباشد. او تصميم گرفته که فعلا با هيچ مجله اي گفت وگو نکند و رابطه هايش را کمتر کند و تمامي تمرکزش را روي آلبوم جديدش بگذارد.

ترانه هايي از فيلم سنتوري
«زخم»
من با زخم زبون هات رفيقم
مرهم بذار با حرفات، رو زخم عميقم
با توام که داري به گريه م مي خندي
کاش بياي و به من دل ببندي
تنها بودن يه کابوس شومه عزيزم
کار دل نباشي تمومه عزيزم
«رفيق من»
رفيق من، سنگ صبور غم هام
به ديدنم بيا، که خيلي تنهام
هيشکي نمي فهمه، چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليلي ها
خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جووني هام نشوني
پير شدم، پير تو اي جووني
تنهايي بي سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ کس نيومد
به تنهائيت سري نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش...
اگر بياي همون جوري که بودي
کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده
هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد
هميشه محتاجه به نور خورشيد

+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 10:11 |
تقويم سال ١٣٨٦ خورشيدى

PERSIAN CALENDAR - 1386
 
لحظه تحويل سال بوقت ايران
چهار شنبه ١ فروردين ١٣٨٦
ساعت ٣ و ٣٧دقيقه و ٢٦ ثانيه
 
لحظه تحويل سال بوقت اروپاى غربى
چهار شنبه ٢١ مارس ٢٠٠٧
ساعت ١ و ٧ دقيقه و ٢٦ ثانيه


فروردين ١٣٨٦
March-April 2007
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٣
23
٢
 
22
١
21
 
١٠
30
٩
29
٨
28
٧
27
٦
26
٥
25
٤
24
١٧
 
6
١٦
5
١٥
4
١٤
3
١٣
2
١٢
1 April
١١
31
٢٤
13
٢٣
 
12
٢٢
11
٢١
10
٢٠
9
١٩
8
١٨
7
٣١
20
٣٠
19
٢٩
18
٢٨
17
٢٧
16
٢٦
15
٢٥
14
١٢ فروردين = روز جمهورى اسلامى ١ - ٤ فروردين = تعطيلات نوروزى    
  ١٣      فروردين = سيزده بدر   
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 8:28 |

آهنگ جدید و زیبای Ice Boys به نام می خواستمت با دو کیفیت


 

---
آلبوم جدید و زیبای امیر شاملو به نام عشق من جای تو خالی . با 3 کیفیت متفاوت
 
 
128 MP3
 
.................
یه البوم بسیار زیبا از ساسان که واقعا زیباست حتما گوش کنین.
 
  • نام البوم : تورو دیدم با دیگرون
  • خواننده : ساسان
  • سال انتشار : 1385
  • سبک البوم : پاپ
  • توضیحات :
 
 گوش دادن به این البوم به صورت انلاین Play Album


Song Name / Title Download Download

01 - Raaz Feat YAS [128] [32]

02 - Divanegi [128] [32]

03 - Gharare Akhar [128] [32]

04 - Boro Feat Yas [128] [32]

05 - Bia Feat Yas [128]  [32]

06 - Ashke Sard [128]  [32]

07 - Toro Didam Ba Digaroon [128]  [32]

08 - Mooorche Feat Barareh [128]  [32]

     
 

+ نوشته شده توسط ساعدی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 7:51 |
دانلود آلبوم: انگليسي

A Different Shade
باصداي Erik Segerstedt

آلبوم جدید و بسیار زیبای Erik Segerstedt به نام A Different Shade . با 2 کیفیت

دنیای موبایل

مدیریت زنگها در گوشی با امکانات بسیار زياد

لينک دانلود
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد

128  MP3  :

2 Happy 2 Soon

How Did We Change

I Cant Say Im Sorry

When I Hear You Say My Name

Wherever You Are

Im Not Alone

Bring My Baby Back

Freeway

 Knockin On Heavens Door

Everything Changes

 -

دانلود آلبوم: فارسي

ناز و نیاز
باصداي اسحاق احمدي

آلبوم جدید و زیبای اسحاق احمدی به نام ناز و نیاز با دو کیفیت

------------

آهنگ دريغا جواني باصداي فريدون سلامت

لينک دانلود
-

تک موزیک

آهنگ زيبای داريوش و كيانوش
به نام بگو اشتباهي ديدم

لينک دانلود
-

Hide Me Cam

تصویر برداری مخفیانه از طريق موبايل

لينک دانلود
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

رمز فايل: reza-2006

 

براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.

+ نوشته شده توسط ساعدی در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 10:16 |
آهنگ جديد و بسيار زيبای داريوش و كيانوش به نام بگو اشتباهي ديدم. با 2 کیفیت متفاوت
 
 
 
------------
براتون 2 تا آهنگ زيبا اماده کردم که حتما بايد دانلود کنيد
 
  • نام البوم : رفیق کشی
  • خواننده : مسعود و مهرشاد
  • سال انتشار : 1385
  • سبک البوم : رپ
  • توضیحات :
 
 گوش دادن به این البوم به صورت انلاین Play Album

Song Name / Title Download Download
01 - Khatereh [128] [32]
02 - Zamoone
+ نوشته شده توسط ساعدی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 10:12 |

تصاوير حمله  غیرتمندانه و بسیجی وار برادران انصار به نشست صنفي خانه مطبوعات استان گلستان كه در روز يك شنبه  ششم اسفند در حسينيه هيئت متوسلين گرگان  انجام گرفت .
عكس ها ابوالفضل نسايي و ابراهيم اصغري

آقای شمس الواعظین اینجا گرگان است و برادران حزب ا... ببخشید برادران انصار! نمی گذارند آبرو برای این شهر بمونه !!

 

+ نوشته شده توسط ساعدی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 9:25 |
منشاء واژه لوطي و لوطي گري
 آيا تا به امروز نام «جوانمرد قصاب» در شهر درندشت تهران به گوش شما خورده است؟ آيا مي دانيد جوانمرد قصاب كه بود و اصلاً «جوانمرد» چه كسي است و لوطي به چه كسي مي گويند و «داش مشدي»ها چگونه آدمياني بودند و خلاصه ريشه اين باور از كجاست؟ امروز من با جغرافيا كاري ندارم و نمي گويم «جوانمرد قصاب» كجاست، اما جوانمردي، چرا.
اگر كسي نسبت به ضعيف تر از خود ظلم و جور روا بدارد، به او مي گوييم عمل او به دور از جوانمردي است و اگر كسي «دست به جيب» باشد و بذال و بخشنده در جامعه معرفي شود، مي گوييم لوطي. حالا لوطي كيست و جوانمرد چه خصائل و خصائصي دارد، به سراغ تاريخ مي رويم.
مي گويند كلمات امروزي جوانمرد و ديروزي لوطي، ريشه در كلمه عياري دارد و سر سلسله آنها يعقوب ليث صفار است.
«يعقوب پسر ليث رويگرزاده قرنين زرنگ و از عياران سيستان بود. . . يعقوب از قرنين به شهرستان (زرنج) آمد و پيش رويگري. . . به روزي پانزده درهم قبول مزدوري كرد، اما طبع بلند و هوش سرشارش مانع از اين بود كه بدين شغل حقير بگذراند. از اين به عياران پيوست، ولي در عياري و دزدي نيز جانب انصاف نگه مي داشت و بزرگي همت و بخشندگي خويش را نشان مي داد. »?
يعقوب مدارج ترقي را به سرعت طي كرد و سيستان را مسخر ساخت و با فتوحات بسيار لرزه بر اندام خلفاي عباسي انداخت. در جنگي كه ميان سپاهيان او و خليفه درگرفت، به حيله اي شكست خورد و به رغم اين، تقاضاي صلح و سازش خليفه را رد كرد و گفت تا «قدري نان خشك، ماهي و تره پيش آوردند. رسول را گفت به خليفه بگو من رويگرزاده ام و خوراك من همين است و اين حكومت و دولت از راه دلاوري به دست آورده ام و تا خاندانت برنيندازم از پاي ننشينم. اگر مردم از جانب من آسوده شدي، اگر ماندم سروكارت با اين شمشير است و اگر مغلوب شدم به سيستان بازمي گردم و به اين نان خشك و پياز بقيه عمر را به انجام مي رسانم. »?
اعتقاد عياران سيستاني غارت اموال اغنيا و تقسيم آن بين فقرا بود؛ چون آنان اعتقاد داشتند اغنيا با مكيدن خون فقرا به مال دنيا دست يافته اند و بايد به زور مال و منال آنها را از دستشان خارج كرد و به مستحقان رساند. اين عقيده و اعتقاد، در ديگر كشورها نيز ريشه اي همچون فرهنگ ما دارد. سامورايي ها در ژاپن و داستان معروف «رابين هود» شباهت هاي بسياري با داستان هاي روايت شده براي عياران، دارد.
اين گونه اعتقادات بعدها به شكل ديگري نيز رخ نمود و در گود زورخانه و ميدان كشتي گذشت، جوانمردي و لوطي گري زبان ديگري يافت و افسانه پورياي ولي، شكل ديگري از ضعيف نوازي را جلوه گر ساخت.
«پهلوان محمود خوارزمي ملقب به پورياي ولي و قتالي. . . شجاعي عارف بود. »? داستان پورياي ولي آن قدر مشهور است كه نياز به بازگويي مجدد ندارد و باور عياران سيستان و عمل پورياي ولي و اقتدا به مولاي متقيان علي(ع) به عنوان مظهر جوانمردي، طي قرون و اعصار فرهنگ جوانمردي و لوطي گري را متجلي ساخت و شايد بتوان گفت فرهنگ لوطي ها در دوره صفويه شكل گرفت.
عبارت «لوطي» در فرهنگ ما معنايي دوگانه و در عين حال متضاد دارد. در فرهنگ دهخدا، لوطي منسوب به قوم لوط دانسته شده و كلمه لوطي گري به معناي جوانمردي و بخشندگي و آزادگي آمده است. ?
حال چگونه كلمه لوطي بار منفي دارد و لوطي گري بار مثبت، بايد اين تغيير معنا را در اصطلاح شدن آن جست وجو كرد. در حالي كه عبارت هاي آشنايي همچون لوطي بازي، لوطي خور شدن، به معناي سبكسري و تاراج رفتن آمده است. هر چند كه گاهي كلمه «لات» مترادف لوطي نيز آمده، ولي معناي آن «آن كه هيچ ندارد، سخت بي چيز و بي سروپا و سخت رذل» آمده است.
حال نگاهي دارم به اخلاقيات مردم طهران و عباراتي كه شايد تا چهار - پنج دهه پيش مصداق داشت و امروز ندارد. لوطي، لات، چاله ميدوني، اراذل و اوباش و. . . و چگونگي شكل گيري عباراتي همچون لوطي گري، آن هم در اخلاقيات مردم طهران.
طهران، در نخستين سال هاي شكل گيري خود، داراي اهالي بومي بود، اما كشورگشايي آغامحمدخان و مهاجرت به اين شهر، رفته رفته فرهنگي را پديد آورد كه امروز ما «فرهنگ مرد تهران» مي شناسيم. جعفر شهري راجع به روحيه مردم طهران مي گويد: «تهراني هاي اصيل با پيشاني بلند، و ابروان كشيده و چشمان درشت وبيني بلند و چانه كوتاه و صورت متمايل به دراز و موي صاف بدون جعد و گوش بزرگ و حلقوم استخواني و گردن بلند و سينه فراخ و ميان تهي و قد متوسط و دهان اندك فراخ و پوستي مايل به سفيد و تناسب اندام و گونه هاي گلگون و چهره متبسم و برخورد مهربان شناخته مي شدند.
با روحيه درويش صفتي و راحت طلبي، خوش سخني و هزالي و لودگي، رفيق بازي و مهمان دوستي، غريب نوازي و ساده دلي، خوش قلبي و زودباوري، پرمهري و پرتوقعي، بلند طبعي و بزرگ منشي، لوطي گري و مردانگي، دستگير و غمخوار بزرگوارانه، پيشقدم كارهاي خير، زودجوشي و زودرنجي، تنبلي و تك روي، بي خيالي و دم غنيمت داني، شائق به شغل هاي آزاد و گريزان از كارهاي پرمشغله. بر روي هم مردمي در افراط و تفريط و دور از اعتدال و اجمالاً نجيب و شريف و جلب كننده و بالنسبه قابل اعتماد. »?
شهري، در دنباله مطلب خود درباره تعصبات طهراني ها مي گويد: در غيرت و تعصب شايد تهراني ها را بتوان از جهت حدت و شدت بر آن در بالاترين درجات قرار داد. . . باري تهراني ها در تعصب، خاصه در تعصبات ناموسي غيرت هاي غيرقابل وصف به خرج مي دادند، تا آنجا كه زيادتر دعوا، نزاع هاي محلي و داش مشدي گري بر سر همين موضوع اتفاق مي افتاد، اگرچه همين افراد كه در كوچه و محل و گذر خود كه مثلاً فردي به زن و دختري متلك گفته بود، شكمش را سفره مي كردند، خودشان در كوچه و محله اي ديگر دنبال زن و دختر مردم مي افتادند، ولي آنچه بود اگر كسي نگاه چپ به ناموس كسي مي كرد تا پاي جان از خود بي خود مي شدند و اگر كسي آشكارا حرف همسر و زن كسي را مي زد برايش قمه قداره مي كشيدند و حتي در گرما گرم زدوخورد با هم اگر زني از آن حوالي عبور مي كرد و يكي از طرفين حرف زشت و دشنام. . . از زبانش مي گذشت، اصل منازعه را رها كرده، بازخواست آن رده و سخن زشت مي كردند، در آن حد كه دعواي اوليه كنار رفته مرافعه آن پيش مي آمد. . . هرگز نام زن و دختر خويش را نيز به زبان نياورده، آنان را مثلاً (منزل و خانه) و مثل آن نام داده مادر حسن يا خواهر حسن صدا مي كردند، و چه بسا كه از اين راه مردان زن و بچه دار بسياري كه چون از طفوليت نام اصلي مادرشان به گوششان نخورده، اسم او را نمي دانستند.
اگرچه اين حالت در ميان همه اهالي، ساري بود اما در ميان طبقات داش مشدي و گردن كلفت و بي سواد و عوام زيادتر جريان داشت. چه اينان عقل و تعصب شان در گرو احساساتشان قرار داشت. »?
عبدالله مستوفي نيز اخلاق «داش هاي طهران» را اين گونه ذكر مي كند: «. . . نان خوردن از دسترنج خود، احترام نسبت به بزرگتر، محبت و مهرباني با كوچكتر، دستگيري از ضعيف، كمك به مردمان درمانده و عفيف و پاكدامن، تعصب كشي از افراد جمعيت و اهل كوچه و محله و بالاخره شهر و ولايت و كشور، فداكاري و ركي و بي پروايي، حق گويي و حمايت از حق، بي اعتنايي به ماده، عدم تحمل تعدي و بي حسابي، اخلاق خاصه داشي بود.»?
اين شكل «باور» فرهنگي را ساخته بود كه افراد ساده دل به راحتي فريب افراد فرصت طلب و سودجو را مي خوردند و در بسياري از غائله هاي از زمان مشروطيت به بعد همچون وقايع ميدان توپخانه، كشتن كنسول آمريكا در طهران در تيرماه سال ،???? حمايت از رضاخان، و وقايع مرداد ماه ???? از اين افراد سوءاستفاده شد و چه بسيار از آنان كه ملعبه دست قدرت پرستان شدند و پلكان ترقي آنها گرديدند. تضاد در رفتار و باور، امكان هرگونه سوء استفاده را فراهم مي نمود. بسياري از كساني كه ناخودآگاه به دام وقايع پس از شهريور ???? تا سال ???? افتادند، افرادي بودند ساده دل، زودباور، متعصب و بعضاً بي بندوبار، تا آن حد كه از شرب خمر گرفته تا راه انداختن قمارخانه، هيچ ابايي نداشتند، اما در ايام محرم و صفر دسته سينه زني به راه مي انداختند و در ماه مبارك رمضان اطعام مساكين مي كردند و در خفا و جلا دستگير ضعفا بودند. اين تضاد رفتار و كردار را چگونه مي توان تعبير و تفسير كرد؟ جز آنكه بگوييم آنان فرزند شرايط زمان و مكان خاص خود بودند و افراط و تفريط، آنان را به هر كاري وادار مي كرد. از بزرگ ترها و پا به سن گذاشته ها بپرسيد تا صدق و يا عدم راستي گفته ام دستگيرتان شود. «لوطي» در معناي لغوي مذموم است، اما فقط ما آدم بخشنده را لوطي مي دانيم و هرگز در هيچ كجاي تاريخ من نخواندم كه يعقوب ليث را به خاطر طراري و راهزني اش، سرزنش كنند. عياران و لوطي هاي واقعي، ريشه در فرهنگ ما دارند، با همه تضاد در گفتار و رفتارشان. وقتي حكومت ها در اعاده امنيت و حراست از مردم كوتاهي مي كردند، طبيعي بود كه مردم خود به فكر بيفتند و آن گاه بود كه اشخاص همچون لوطي و پهلوان و. . . جلوه گر مي شدند و از ضعفا در برابر اغنيا حمايت مي كردند. شايد ما نتوانيم اين واقعيت را درك كنيم، اما شرايط حاكم بر هر زمان و مكان، بسياري از معضلات را قابل هضم مي سازد.
+ نوشته شده توسط ساعدی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 9:4 |
آهنگ جدید و بسیار زیبای Mute Band (بهنام حسرت و محسن T.H) به نام هدف با دو کیفیت سبک R&B
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 8:39 |

مجید رئوفی-ماهنامه «نسیم هراز» صفحه ای دارد به نام: خوش تیپ. در این صفحه معمولاً چهره های معروف و سرشناس از نظر نوع و شکل لباس پوشیدن زیر ذره بین قرار گرفته و مدل خاص شان معرفی می شود. البته این به معنی خوش تیپی واقعی سوژه نیست، بلکه غالباً کسانی مورد بررسی قرار می گیرند که یا سبک و سیاق خاصی در لباس پوشیدن دارند و یا مثل مورد زیر، سمبل گروه خاصی از آدم های جامعه بوده، یا از شاخص ترین افراد گروه شان هستند.

چندی پیش یکی از مدل های این صفحه، «مسعود ده نمکی» بود؛ کسی که همه کم و بیش با نام و چهره اش آشناییم. با توجه به جنجال اخیر این... (راستی ده نمکی را با چه عنوانی می شود توصیف کرد؟!) بد نیست ما هم بیشتر با او آشنا شویم. هم برای معلومات عمومی مان خوب است و هم شاید بعدها به دردمان بخورد. نه؟!

 

 ده نمکی: دوست دارم متفاوت باشم

 

 «مسعود ده‌نمكی» پس از چند تجربه مستند، حالا یك فیلمساز سینمایی شده. گرچه دیدن تصاویرش كنار ستاره‌های مكش مرگ مای سینما هنوز عجیب است و گل درشت می‌زند(!) اما خب، او وارد یك وادی تازه شده. موقعیت جدیدی كه اتفاقا با ستاره‌ها پر شده است؛ ستاره‌هایی كه هم‌نشینی با آن ها چه به سر آدم كه نمی‌آورد!

وقتی با ده‌نمكی در اینباره حرف می‌زنیم، می‌گوید تغییری نكرده و همان مسعود ده‌نمكی سابق است. ولی فقط كافیست عكس‌های او سر صحنه اخراجی‌ها را ببینی؛ به خصوص آن تصویر تابلو با كلاه لبه‌دار و عینك آفتابی...

می‌گوید سر فیلمبرداری «اخراجی‌ها» دوستان خوبی پیدا كرده: «از خیلی از سیاسی‌ها، با معرفت‌ترند.» اما همین سینمایی‌ها هم، كمی سر به سرش می‌گذاشتند: «عینك آفتابی امین حیایی را گرفتم تا آفتاب چشمم را نزند. مجبور بودم پشت دوربین زیر آفتاب بایستم. همه می‌گفتند هنوز چیزی نشده، عوض شدی!» بالاخره سینماست دیگر. خودی و غریبه نمی‌فهمد كه!

مسعود ده‌نمكی، با شلوار پارچه‌ای مشكی، پیراهن و جوراب سفید و كاپشن‌های موسوم به «احمدی‌نژاد»ی در دفتر سنتی‌اش كه كلی كتاب در قفسه‌هایش دارد، منتظر ما بود. روی صندلی نشسته بود و كنارش یك كاپشن خلبانی رنگی شده و یك چفیه آویزان. با یك گیوه كه می‌گوید از فیلم‌هایش به یادگار نگه داشته: همان كاپشن و گیوه‌ای كه كامبیز دیرباز در فیلم استفاده كرده بود.


 

ده‌نمكی می‌گوید سعی می‌كند این كاپشن احمدی‌نژادی را خیلی به تن نكند: «سال‌ها قبل از انتخابات، از این كاپشن‌ها می‌پوشیدم. اما این قدر كه همه‌گیر شده دیگر نمی‌پوشم. دوست ندارم مثل بقیه لباس بپوشم. دوست دارم متفاوت باشم. هر چیزی كه مد شود، عوض‌اش می‌كنم.» عجب!

ده‌نمكی سعی می‌كند همیشه ریش‌هایش را كوتاه نگه دارد؛ البته كوتاه كه می‌گوییم یعنی كوتاه، یك موقع فكر تیغ میغ به سرتان نزند. عكس‌های قدیمی‌اش را هم كه پیدا كنی، می‌بینی ریش‌هایش كوتاه بوده است: «این ریش‌ها، هیچ وقت بلند نمی‌شوند. هر 2-3 هفته یك بار به آرایشگاه محله‌مان می‌روم. اگر كاری داشته باشم یا یادم برود، خودش زنگ می‌زند كه كجایی بابا؟ بیا منتظرتم.»

موهایش هم كم‌پشت شده و او سعی می‌كند موها را كوتاه نگه دارد تا صورتش حالت متناسبی داشته باشد: «گرد پیری روی صورتمان نشسته است.»

ده‌نمكی می‌گوید شاید فقط دو سه بار كت و شلوار پوشیده، فرقی نمی‌كند با كی و كجا جلسه داشته باشد؛ فقط یكی دو بار كه لباس دم دستش نبوده، كت و شلوار پوشیده است. اما مهمترین كت و شلوارش را در شب دامادی به تن كرده؛ یك كت و شلوار توسی رنگ دقیقا 10 سال پیش. تصور كنید مسعودخان با كت دامادی، بدون كراوات، در حال... نه خیر. صلوات بفرستید!

 

جوراب سفیدش را همرنگ پیراهن انتخاب كرده. می‌گوید دختر 8 ساله‌اش بیشتر از هر كسی به تیپ پدر اهمیت می‌دهد. سعی می‌كند لباس‌های پدر همیشه اتو كشیده و تمیز باشد و خیلی برایش مهم است كه لباس‌ها كاملا با هم هماهنگ باشند. هرازگاهی به پدر می‌گوید باید پیراهن جدید بخری و این پیراهن را با آن شلوار خاص ست كنی: «خودش خوب می‌داند كه زورش به من می‌رسد.»

عید بود كه با گوشی قدیمی N100 صحبت می‌كرد اما گوشی‌اش را الان عوض كرده، گوشی نوكیا 6600 بزرگ؛ مثل كتلت!

از نوجوانی همیشه انگشتر دوست داشته؛ یك انگشتر عقیق و یك انگشتر فیروزه كه همیشه از آنها استفاده می‌كند. انگشترهای دوره نوجوانی‌اش را هنوز هم دارد و برخی مواقع به دست می‌كند تا یاد گذشته‌ها بیفتد. حلقه ازدواجش را هم یكی دو ماه اول به دست می‌كرد اما حلقه را گم می‌كند.

 

ده‌نمكی كمتر شلوارهای جبهه‌ای به تن می‌كند. می‌گوید از سال 78 دیگر از این شلوارها نپوشیده. اما سر فیلمبرداری فیلم «اخراجی‌ها» چند روزی را با این شلوارها سر كرده: «سر صحنه‌های جنگی حدود 100 لاستیك سوزاندیم و پیراهن سفیدمان كاملا مشكی شد. مجبور بودیم از این شلوارها به تن كنیم.»

ولی او اصلا اهل جین نیست. گرچه كارگردان‌ها اكثرا جین‌بازند: «بیشتر شلوار كتان به تن می‌كنم. هم راحت است و هم به تن، خوب می‌نشیند.» خب، مسعودخان است دیگر!

 
+ نوشته شده توسط ساعدی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 8:13 |
۲ آهنگ جدید و بسیار زیبا از فرعون با دو کیفیت
mp3  128
wma  64
+ نوشته شده توسط ساعدی در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 10:13 |
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 12:26 |
 

برديا
باصداي برديا
 

آلبوم جدید و زیبای بردیا به نام بردیا. با 2 کیفیت متفاوت

+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 11:54 |

 


MP3  128

 

12.One Race One World

  

سه آهنگ کامل و 7 دمو از آلبوم جدید و زیبای نوید و امید به نام فریاد
 
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 9:9 |
 
آلبوم جدید و بسیار زیبای دی جی مریم (محشر) به نام من محشرم . با 2 کیفیت متفاوت
 
 
128 MP3
 
+ نوشته شده توسط ساعدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 8:42 |
آلبوم جنجالی و فوق العاده زیبای حمید عسکری به نام کما با سه کیفیت! پیشنهاد میکنم این آلبوم استثنایی رو از دست ندید
توضیح:چندی پیش این آلبوم تحت عنوان آلبوم جدید شادمهر یا علیرضا فرد با کیفیت پایین و ناقص پخش شده بود. شما هم اکنون می توانید این اثر رو با بالاترین کیفیت و به صورت کامل دریافت کنید
MP3  192


 

WMA  64
__._,_.___
//////////
آلبوم جدید و زیبای رضا یزدانی به نام هیس با دو کیفت
P3  128
WMA  64
__._,_.___
///////
آلبوم جدید و زیبای مهدی رضوان به نام دختر فراری. با 2 کیفیت متفاوت

128  MP3 

دختر فراري

 قهوه

نگو خسته شدي

نارو

 يادت نره

 دروغ 

 من عاشق

///////////

مديريت و تبادل اطلاعات گوشي هاي تلفن همراه نوكيا توسط كامپيوتر با Nokia PC Suite 6.8 ::

براي برقراري ارتباط گوشي هاي تلفن همراه با كامپيوتر و رد و بدل كردن اطلاعات به ويژه توسط كابل مخصوص كامپيوتر گوشي هاي مختلف , نياز به نرم افزاريست كه از طريق كامپيوتر تمامي اطلاعات لازم را به گوشي

ارتقا كيفي بخش Nokia Music Manager .

تبديل سريعتر فايلهاي صوتي و تصويري .

اضافه كردن يك زبان جديد .

 ايجاد تغييرات و آسان تر كردن محيط نرم افزار  PC Sync .

براي مشاهده ي گوشي هاي تحت پشتيباني اين محصول به اين صفحه از سايت نوكيا مراجعه نماييد ....

جزييات كاملتر به زبان سايت سازنده در مورد اين نرم افزار .....

 altدانلود كنيد نسخه ي 6.8 را با حجم 25 مگابايت

+ نوشته شده توسط ساعدی در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 11:13 |