

----------
|
خورده سنگین بود و به خاطر همین شاید بعضی از
جمله بندی هاش تغییراتی کرده باشه اما تضمین میکنم
که کاملا معتبره و معنی واقعی متن هیچ تغییری نکرده
لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی
است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق
و کشورهای جنوبی آسیا . زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد
لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد ! در سال های اخیر او به عنوان دختر
دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را
تسخیر کرده است . محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای
نقش تیز و گوشه دارش دردرام محبوب کره ای در نقش یانگوم به نوع
بسیار تعریفی رشد کرد . این درام این قدر موفق بود که بسیاری از کشورها
پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند .
در هنگ کونگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ
در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال ! در چین ملیون ها بیننده سریال
را میدیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود .
بعد از آن لی یانگ ا دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،
چین و ژاپن شد . در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت
شگفت انگیز بود . در چین مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی
نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد .
دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این
سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش
به نمایش گذاشت .
او در زندگی نامه اش به نام عهد لی یانگ در سال 2006 راجع به
این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد .
او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیخ
شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد .
در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه
حرفه ای برود . از آن پس اوبرنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را
تغییر نداد . مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد
از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم همراهی با بانوی انتقام . او گفت چیزی که
نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است .
لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005
و Beaksang Art Awards در سال 2006 برای فیلم همراهی با بانوی انتقام
به دست آورد .
در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات
الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی
LG باشد . ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای
آسیایی برگزار خواهد کرد .
Alireza And Hamidreza

Naarafigh 2
......................................................................................................
Nazanin

Someday
|
سلام دوستان گلم اميدوارم که از اهنگايي که ميفرستم واستون لذت برده باشين امشب يه البوم توپ اماده کردم از نويد و اميد خيلي باحاله حتما دانلود کنين
|
باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از - 9 مارس 2007- در سینماها اکران شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه میشود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
نمیخواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر میکنید ، چنین تصویرسازیای از خشایارشاه درست است؟!
آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کردهاند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیهای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب میشد.
لباس ایرانیان باستان:
بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)
اطلاعات کامل درباره فیلم 300:
300 محصول سال 2007 و اقتباسی از رمان تصویری 300 است. این رمان تصویری به وسیله فرانک میلر نوشته است ، رمان درباره نبرد ترموپیل است.
فرانک میلر کیست؟
فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیکاستریپهایش شناخته شده است. یکی از معروفترین کمیکاستریپهای وی «شهر گناه» یا sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.
آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟
خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهامبخش میلر در نوشتن و طراحی کمیکاستریپاش بوده است.
کارگردان فیلم کیست؟
کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامهاش فیلم چندان مهمی دیده نمیشود.
تریلر فیلم:
خلاصه داستان فیلم:
300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بیربط نبرد ترمویپل را روایت میکند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی میکند ، وگرچه نهایتا کشته میشود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانیها در برابر ایرانیان میشود.
داستان تولید فیلم 300 :
در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیشنویس 121 صفحهای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دستاندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیتهای فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت میکند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.
دو ماه طول کشید تا نیزهها ، سپرها و لباسها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلمهای تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلمبرداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.
جالب است بدانید تقریبا تمام صحنههای این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلمبرداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پردههای آبی نقش بازی میکردند و بعد صحنههای پشت زمینه اضافه میشد:
بعد از فیلم برداری ، فیلم مورد ویرایش دیجیتالی قرار گرفت و تقریبا 250 جلوه ویژه به آن اضافه شد ، 70 هنرمند انیماتور در این مرحله با پروژه فیلم همکاری میکردند.
تاریخ یا افسانه؟
داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 سالهاش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزادهای تحصیلکرده ، خوشاندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز میرفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهههای بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستانهای حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشتهها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».
داستانهایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانیها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستانها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتابهای تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی میتراشند.
نکته جالبی که در بسیاری از نوشتههای این مورخان غربی به چشم میخورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه میبینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را میستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانهای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان میافتند به یکباره سخنانشان عوض میشود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.
در سال 480 پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید ، داستان لشکرکشی خشایارشا را داستانپردازان یونانی چنان پرداختهاند که گویا خشایارشا تمام آسیا را بر ضد شهر آتن بسیج کرده بوده است. هرودوت برای انکه بنمایاند که آتن خیلی اهمیت و ابهت داسته ، این داستان را در کتاب هفتم تاریخش به تفصیل شگفتآور و دلانگیزی به رشته نتحریر درآورده است. او بندهای 305 و 310 کتابش را به آمار سپاهیان ایران اختصاص داده و مینویسد که شمار ناوهای خشایارشا در این جنگ افزون بر 5200 فروند بوده و افراد نیروی دریاییاش از 517 هزار نفر بیشتر بودند ، کل تعداد جنگندگان خشایارشا از نیروی زمینی و دریایی که در داستان دلکش هرودوت به جنگ آتن بسیج شده بودند بالغ بر 2 میلیون و 317 هزار نفر بود ، که یک میلیون و هفتصد هزار نفرشان افراد پیادهنظام بودند.
هرودوت آنقدر در فکر بزرگ جلوه دادن لشکرکشی خشایارشا و اهمیت تراشیدن برای نیروی آتن بوده که با وجود آنکه مردی با تجربه و دقیق بوده ، فراموش کرده بوده که فکر کند چنین انبوهی از انسانها چگونه قادر بوده خواربار مورد نیازش را در سرزمین کوچکی چون کرانههای دریای ایژه و غرب آسیای صغیر تأمین کند.
نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتیهای ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتیهای دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنیها و اسپارتیها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه میرفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.
آنچه 300 و فیلمهای مشابه نمیگویند و یا نمیخواهند که بگویند:
- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلحطلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمینهای تحت سلطه با فیلم 300 چه میتوانیم بکنیم؟
به گمان من سینما از چنان قدرتی برخوردار است که میتواند خواسته یا ناخواسته روی افکار عمومی اثر بگذارد ، فیلم 300 هم از این قاعده مستثنی نیست و خوشخیالی است اگر گمام کنیم چنین فیلم پرهزینه و دراماتیکی با انبوه جلوههای ویژهاش نتواند ، نظر غربیان را درباره پیشینه ما عوض کند.
مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهرهای سیاه برای رسانههای غربی درست میکنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم ، نباید بهتر از این را انتظار داشته باشیم. بارها نوشتهام که فرهنگ هم دیجیتالی شده است ، وقتی برای نوشتن این پست نبرد ترموپیل و خشایارشا را در در گوگل جستجو می کردم ، متوجه شدم ، حتی یک سایت خوب درباره تاریخ باستان نداریم. هرچه بود تلاشهای پراکنده افرادی معدود و پستهای پراکنده وبلاگنویسها بود.
از ساختن فیلم و گیم هم نگویید که نه توان ساختن آنها را داریم و نه ارادهای برای تجلیل از گذشته خود.
اگر هرودوت با اغراق 300 نفر را در برابر سپاهی میلیونی قرار داد باید اعتراف کنم که در حال حاضر ، دقیقا شرایط برعکس شده است ، اکنون ما وبلاگنویسها هستیم و انبوهی از رسانهها و استودیوهای غربی با بودجههای میلیون دلاری! نمی دانم شمار وبلاگهایی که برای مقابله در برابر 300 ، همکاری خواهند کرد به 300 وبلاگ میرسد یا نه!
راهکارهای مقابله:
- بمباران گوگلی : سادهترین و آسانترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!
- ویرایش منصفانه ویکیپدیا : به ویکیپدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید.
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایتهای معرفی فیلم و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.
- کمک به برپا و پربار شدن سایت 300themovie.info
اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی در وبلاگستان مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتابهایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکیپدیا و سایت 300themovie.info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie.info در این کار شرکت کنند.
چگونه بمباران گوگلی کنیم؟برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگنویسها به سایت 300themovie.info لینک بدهد ،آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.
این کد را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید : <a href="http://300themovie.info">300 the movie </a>
این هم بمب این جانب
! [ برای بمباران حتما بر روی لینک زیر کلیک کنید ]:300 The Movie
در اینجا هم لینک دانلود قسمتی از این فیلم را برای شما گذاشته ایم :
در همین زمینه:
- يونانیهای خوشتيپ، ايرانیهای وحشی!
- با سیصد چه کار کنیم؟
اختلاف رفتاری دو جنس
زنان و مردان در رفتار تفاوت های زیادی دارند . مثلاً وقتی یك زن می خواهد سر صحبت را با همسرش باز كند از موضوعهای كاملاً متفاوتی آغاز می كند ، در حالی كه مردان زمانی كه صحبت می كنند می خواهند افكار و اطلاعاتی را بیان كنند . برای مردان ارتباط برقرار كردن یعنی تبادل اطلاعات ، در حالی كه برای زنان این امر به معنی سهیم شدن ، سهیم كردن و صمیمیت و لذت بردن است . هدف زنان از مكالمه این است كه احساسِ حمایت كنند و تا جایی پیش بروند كه خودشان را بفهمانند و دیگران را بفهمند . مردان به دنبال صحبت های سریع و ترجیحاً جالب و بامزه و از همه مهمتر علمی و مفید هستند . آنها به ندرت " حرف زدن برای حرف زدن " را دوست دارند . در حالی كه زنان دوست دارند از احساسات و علائقشان سخن بگویند.
زنان بدانند :
كه مردان چگونه ارتباط برقرار می كنند و مخصوصاً بدانند كه آنها چگونه ارتباط كلامی ایجاد می كنند .
به مردان كمك كنند تا آنچه را كه در درونشان می گذرد ، بهتر و بیشتر با آنان در میان بگذارند . زن عادی ، در مقایسه با مرد عادی در ایجاد ارتباط كلامی استاد است ، مخصوصاً زمانی كه ابراز احساسات در میان باشد .
مردان بدانند:
به شیوه ارتباط برقرار كردن خود و همسرشان توجه كنند . آنان باید بدانند كه بین شیوه ارتباط برقرار كردن آنها و همسرشان تفاوت بسیار زیادی وجود دارد .
با این شناخت آنان می توانند از خود رفع اتهام كنند و نگرش های دفاعی خود را درباره زنان كنار بگذارند و آنها را متهم نكنند كه به طور دائم انتقاد می كنند و نق می زنند . مردان احتمالاً می توانند متوجه شوند كه زنان از بیان كردن حالت های روحی خود لذت می برند . زنان این كار را به منظور انتقاد از مردان انجام نمی دهند بلكه بیشتر برای بهبود رابطه و نزدیكتر كردن خود به همسرشان و احساسِ داشتن یار و همراه انجام می دهند . برای زنان بیان كردن حالت های روحی ، حتی احساسات منفی ، نوعی اثبات علاقه است.
تفاوت های روانی زنان و مردان:
از دهه ۱۹۵۰ به این طرف ، روانشناسی جدید خواسته است از تفاوت های زن و مرد بكاهد ؛ زیرا این تفاوت ها در گذشته ، اغلب برای مطیع كردن و به خدمت گرفتن زنان به كار رفته است . طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در مورد ۶۱ جامعه ، تقریباً ۵۰ درصد زوجها طلاق می گیرند یا می خواهند طلاق بگیرند و این اتفاق معمولاً در سال چهارم یا پنجم زندگی مشترك آنها رخ می دهد . درصد ازدیاد طلاق بین سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۹۰ به ۳۰۰ درصد می رسد .
۵۹ درصد خصوصیات و رفتار زیست شناختی مردان و زنان یكی است. هر دو یك مغز ، یك بدن ، دو دست ، دو پا و ... دارند ، نفس می كشند ، غذا می خورند ، می خوابند و ... .
اعتقاد به این كه تفاوت های ژنتیكی ، غددی ، هورمونی ، اندامی و ... نمی توانند روی روان و رفتار زنان و مردان اثر بگذارند ، كاملاً غلط و ضد علمی است . اگر روان شناسی تفاوت های دو جنس در قرن ۱۹ این اشتباه را مرتكب شد كه مرد را به عنوان جنس برتر شناخت تا بتواند زن را پایین بیاورد و او را فقط به نقش های معمولی بارداری ، تربیت فرزندان و تغذیه محدود كند ، این باور نیز می تواند كاملاً اشتباه و خطرناك باشد كه زن و مرد مشابه هستند . زن و مرد در حقیقت انسانند ، اما متفاوت . در كتاب ، " كشف كردن تفاوت هایمان " ، اثر ژورتانبنوم ، گفته شده است كه برای درك واقعیت چهار روش وجود دارد : فیزیكی ، احساسی ، عقلانی و روحانی . زنان به راحتی می توانند از یك روش به روش دیگر بروند اما مردان با روش فیزیكی و عقلانی راحت ترند . به عنوان مثال مردی كه غمگین یا شاد است این حالت ها را با رفتار ( فیزیكی ) خود نشان می دهد . به عبارت دیگر مرد به عمل ، ارجحیت می دهد . زن غم را احساس می كند و حتی می تواند بی دلیل احساساتی شود ، ولی درك این موضوع برای مر بسیار سخت است . زن به رابطه خود و محیط ، بیشترین ارجحیت را می دهد .
برای مرد ، هیجان بیانگر یك مشكل یا تعارض است ؛ پس به دنبال این هیجان می رود تا آن را از بین ببرد و آرامش روحی اش را دوباره به دست بیاورد . برای زن هیجان به صورت بهانه برای ایجاد ارتباط در می آید . زن می خواهد هیجان خود را بیان كند ، آن را با دیگران تقسیم كند و در مقابل ، هیجانهای دیگران را به دست آورد . وقتی زن هیجان خود را برای شوهرش تعریف می كند شوهر به طور خودكار فكر می كند كه خودش قسمتی از مشكل است ، او دلیل یا یكی از دلایلی است كه این هیجان را به وجود آورده است .
بنابراین اغلب به حالت دفاعی ، واكنش نشان می دهد . شوهر برای آن كه به زنش كمك كند تا هیجان او از بین برود ، به جستجو و پیدا كردن راه حلی برای مشكل می گردد . این كار موجب می شود كه زن فكر كند مرد می خواهد عیب او را جبران كند یا می خواهد همیشه حرف آخر را بزند ؛ زیرا مرد هیجان خود را به شیوه عقلانی و اندیشمندانه بیان می كند ، برای همین احساس می كند كه مورد حمله قرار گرفته ، و زن احساس می كند كه درك نشده است . یك متخصص در زبان شناسی اجتماعی برای درك این كه چرا مردان و زنان در ارتباط برقرار كردن این قدر مشكل دارند ، به تحلیل روش های مكالمه و گفتگو بین زنان و مردان پرداخته است. او نشان داده كه مردان به اندازه زنان حرف می زنند اما آنها در همان شرایط از همان موضوعها و برای همان هدف ها حرف نمی زنند . زنان برای ایجاد ارتباط و بیان حالت های روحی خود از زبان ارتباطی و صمیمانه ، استفاده می كنند . مردان از زبان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند . برای مرد ، زبانِ عملكرد ابزاری دارد و برای حفظ استقلال به كار می رود . مردان از واقعیت های عینی و خارجی حرف می زنند ، در حالی كه زن از زندگی خصوصی خود برای استراحت و تجدید قوا در سكوت بهره می گیرند . مرد در جمع بیشتر حرف می زند ، مرد سخنرانی می كند و زن تظاهر می كند كه گوش می دهد ؛ زیرا برای زن زندگی خصوصی اهمیت دارد و نه موقعیت اجتماعی . به علاوه مردان تنها زمانی در جمع صحبت می كنند كه هر بار فقط یك نفر حرف بزند در حالی كه زنان وقتی بیشتر از یك صدا شنیده می شود ، راحت تر حرف می زنند . هنگام حرف زدن ، زنان معمولاً به دنبال تأیید شدن هستند ، در حالی كه مردان قدرت طلبی می كنند. زنان برای ارتباط برقرار كردن ، ناراحتی ها یا نگرانی های كوچك خود را تعریف می كنند ، مرد بیان ناراحتی ها یا نگرانی ها را به حساب سرزنش یا انتقاد از خود می گذارد .
با درنظر گرفتن این موضوع كه بین زنها و مردان تفاوت های زیادی وجود دارد (كه این تفاوت ها مكمل یكدیگرند).
مردان می خواهند كه زنان ، كمتر حرف بزنند ، فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشند ، كمتر رمانتیك باشند ، كمتر فكر خود را به دیگران مشغول كنند ، به كارشان بیشتر مشغول باشند ، بیشتر منطقی باشند ، بیشتر در خانه بمانند ، كمتر حساس باشند ، خوش قول تر باشند و زودتر حاضر شوند .
زنان می خواهند كه مردان ، بیشتر حرف بزنند ، بیشتر عاطفی باشند ، فعالیت های بدنی كمتری داشته باشند ، بیشتر رمانتیك باشند ، وقت خود را كمتر به كار و بیشتر برای خانواده صرف كنند ، كمتر حسابگر باشند ، بیشتر به بیرون از خانه بروند و همدردی بیشتری نشان دهند ، كمتر عجله داشته باشند و به سلامت خود بیشتر برسند . با مقایسه یك به یك خواسته های زنان و مردان به نظر می رسد شاهد یك صف آرایی برای نبرد هستیم . نبردی كه در آن هر كسی ادعا می كند طرف مقابل او را دوست ندارد ؛ هر كس ، ادراك خود را به عنوان هنجار معرفی می كند كه باید دنبال شود . هر دو طرف خیال می كنند كه مسئله ، مسئله عشق یا اراده است اما نمی دانند كه تفاوت های ذاتی باعث به وجود آمدن این تفاوت ها می شود و دشواری ها را به وجود می آورد . باید تفاوت های زنان و مردان را شناخت و به آنها اهمیت داد نه این كه برای " هنجارسازی " جنس مخالف به كار گرفت . با این كار یكی دیگری را متهم نخواهد كرد كه صداقت ندارد یا نمی تواند ارتباط برقرار كند
|
Salam , Dostan Link download Album hay Music dorost shod
va hala shoma mitavanid Album Music haro
Download Konid
Siavash Ghomayshi

Sunset to Sunrise
تا به حال به فکر مطلع شدن از تماسهای تلفنی هنگام اتصال به اينترنت بوده ايد؟ شايد خيلی علاقه داشته باشيد که بتوانيد بدانيد وقتی شما به اينترنت متصل هستيد چه کسی پشت خط هست ! آيا آن شخص ارزش قطع ارتباط را دارد يا Online باقی ماندن بهتر است و يا لحظه ای ارتباط را قطع كردن و به او پاسخ دادن و سپس دوباره به شبکه متصل شدن! بايد بگم که رسيدن به اين درخواست اصلا دور از دسترس نيست!
شرکت TraySoft محصولی را عرضه نموده است با نام PhoneTray Dialup که توسط آن کاربر ميتواند Online باقي بماند بدون اينكه تماسهاي مهمي كه به او ميشود را از دست بدهد به عبارت ديگر اصول کار برنامه به گونه ايست که وقتي شما Online هستيد وشخصی با تلفن شما تماس ميگيرد , PhoneTray Dialup توسط يک Popup که در بالای Systray ويندوز ظاهر ميشود (بخش راستی TaskBar ) و به شما اطلاع ميدهد كه برای مثال فلان شماره هم اکنون در حال تماس با شما ميباشد!! ويژگی فوق العاده و بسيار مهم ديگر اين نرم افزار اين است که در آن صفحه ی Popup بالا آمده شماره ی شخص تماس گيرنده رو هم به کاربر نشان ميدهد تا تا او با اطلاع کامل يکی از 3 گزينه ای را که نرم افزار در اختيارش قرار ميدهد يعنی باقی ماندن به همان صورت Online و جواب ندادن به تماس و يا قطع ارتباط با اينترنت و پاسخ به تماس تلفنی و يا حتی باقی نگاه داشتن اتصال و جواب دادن به تلفن و سپس بازگشت دوباره به اينترنت را انتخاب کنيد(که البته ويژگی آخر در صورتی است که ISP کاربر اين توانايی را پشتيبانی کند) را انتخاب کند.PhoneTray Dialup برای انجام کار خودش به بهترين وجه به 3 چيز ساده نياز دارد:
1. داشتن يک مودم از نوع V.92 برای اتصال به اينترنت(اکثر مودم های جديد اين سيستم را دارا هستند و تفاوت قيمت محسوسی با مودم های نوع V.90 نيز ندارند)
2. مجهز بودن تلفن به سيتسم انتظار تماس توسط مخابرات (همون 2 خطه بودن که با تلفن های ديجيتال بيسيم خود ما نيز ميتوانيم با فشردن دکمه ی * و سپس 48 و سرآخر # خط تلفن خود را به حالت انتظار تماس در بياوريم!)
3. خط تلفن ديجيتال با توانايی پشتيبانی CallerID و همچنين مودمی با توانايی پشتيبانی اين سيستم
PhoneTray Dialup قادره که شماره ی شخص تماس گيرنده رو هم برای شما بخونه چون ممکنه شما سر سيستم نباشد و يا حواستان به صفحه ی مونيتور نباشد ولی بايد نرم افزار Text-To-Speech در سيستم نصب باشد تا بتواند شماره شخص تماس گيرنده و يا نام آن شخص را برای شما بخواند!! بلی نام شخص را چون شما توسط اين نرم افزار قادر هستيد دفترچه تلفنی مجازی برای خود بسازيد و تمام شماره های مورد نيازتون رو در آن وارد کنيد. هنگام تماس نرم افزار فورا به دفترچه تلفن سر ميزند و اگر شماره تماس گيرنده در آنجا موجود بود نام آن شخص را برای شما ميخواند!. دارا بودن انواع Ring Tone براي صداي زنگ از ويژگيهاي جالب توجه ديگر اين نرم افزار ميباشد كه در حدود 20 عدد آهنگ مختلف در حافظه داراست و شما ميتونين از هر فايل صوتي كه بخواند به جاي صداي زنگ استفاده كنيد حتی صدای ضبط شده خود شما!
ويژگی ديگر و بی همتای اين نرم افزار در Block کردن شماره تماسهای مزاحم است يعنی اگر شما دوست نداريد شماره ای برای شما تماس بگيرد ان شماره را با اين نرم افزار ميدهيد و اين برنامه پس از اجازه ی به صدا در آمدن زنگ تلفن منزل را نميدهد و فورا از تماس آن شخص جلوگيری به عمل می آورد ! قادر به ضبط تمامي تماس ی گرفته شده ميباشد و يك History كامل (شامل زمان تماس وشماره ی تماس و تاريخ و...) را براي ما ايجاد مينمايد . ويژگی جالب و مفيد ديگر نرم افزار توانايی تبديل شدن به تلفن آن است که از خود برنامه هم ميشود به عنوان تلفن استفاده كرد و به تماسهای ورودی پاسخ داد.

لینک دانلود نرم افزار با حجم بسیار کم : Download
محسن چاوشي وگلا يه هاي ناگفته اش ؛ خيلي دلم گرفته از خيلي ها

فيلم منتخب تماشاگران جشنواره امسال از همان روزهايي که زمزمه ساخته شدنش شنيده مي شد، حاشيه ساز بود. از نگاه هميشه فلسفي و گاه تلخ داريوش مهرجويي که اين بار فضايي موزيکال را در کنار تمام خصوصيات خاص فيلم هايش نشانه رفته بود تا دست به دست شدن بازيگر نقش اول آن و در کنار همه اين ها حضور خواننده اي که رکوددار آهنگ هاي داخلي است، همه نشانه هاي ساخت فيلمي متفاوت ولي تماشاگرپسند بود. محسن چاووشي چند سالي مي شود که جزو شناخته شده ترين خوانندگان داخلي است. اگرچه آلبوم ها و آهنگ هاي او پشت سر هم لو مي روند و سر از سايت هاي اينترنتي و ماشين و خانه هاي مردم در مي آورند و حتي فروشگاه هاي موسيقي هم آلبوم هاي او را در کنار ساير خوانندگان قرار مي دهند و مي فروشند، بدون اين که هيچ نفع مالي و حتي روحي و معنوي برايش داشته باشند.
او اين روزها با اين که از اکران فيلم سنتوري خوشحال است، اما با دلگيري از اتفاقاتي که براي او در حين اکران فيلم افتاده صحبت مي کند. در حين گفت وگو سعي مي کند بسيار گزيده و حساب شده کلماتش را انتخاب کند و حتي بعضي مواقع يا ضبط را خاموش مي کند و يا مي خواهد که قسمتي از حرف هايش را ننويسم. هر چند مي گويد که با اتفاقات اين گونه چندان بيگانه نيست و از اين رفتارها زياد ديده است.
قرار گفت وگو را در خانه اي که او با پدر و مادرش در آن زندگي مي کند، مي گذارم. خانه اي در مناطق مرکزي تهران که آپارتمانهايش معمولا متراژي 70-80 متري دارند. در طبقه دوم يکي از همين آپارتمان ها در اتاقي 9 متري روبه روي هم نشسته ايم. اتاقي بسيار ساده که موسيقي و ترانه هاي متن فيلم سنتوري در اين اتاق ساخته و ضبط شده اند. در اتاق به غير از يک کامپيوتر با باندهايي بزرگ و يک کيبورد موسيقي که روي دسته هاي يک صندلي گذاشته شده ، وسيله ديگري براي انجام کارهاي موسيقي ديده نمي شود. بر روي ديوار هم يک تابلو با اسامي پنج تنآل عبا به همراه يک پوستر معمولي از تصوير خودش است. ظاهرا اين تنها عکسي است که از او چهره اي مشخص و واضح را نشان مي دهد. مي گويد: «اين عکس را دوستم با موبايلش گرفت. کيفيت خوبي ندارد، اما نمي دانم چي شد که يک هفته بعد پوسترش را ديدم که مي فروشند. اين را هم که مي بيني به ديوار زده ام. يکي از دوستانم برايم آورده وگرنه من که از عکس و عکاسي و تصوير خودم فراري ام» و مي خندد.
محسن چاووشي در فيلم سنتوري چهار ترانه خوانده، اما تنها توانسته يک بار و با هزار زحمت و رفيق بازي فيلم را ببيند. آن هم در جشنواره، نه جاي ديگر: «نه آقاي مهرجويي و نه هيچ کس ديگري از من براي ديدن فيلم دعوت نکردند. براي ديدن فيلم خودم رفتم و توي صف ايستادم. يکي دو ساعتي در صف بودم، بالاخره هم بليت گيرم نيامد. به هر زحمتي بود با يکي از دوستانم هماهنگ کردم و رفتم داخل و فيلم را ديدم. خيلي فيلم خوبي بود. واقعا از بازي بهرام رادان لذت بردم. وقتي قسمت هاي موزيک و خواندن شروع مي شد، واقعا تعجب مي کردم. بهرام رادان به قدري خوب حس کارها را گرفته بود و همراه آهنگ ها لب مي زد که فکر مي کردم خودش کارها را خوانده و صدا، صداي خود بهرام است.»
اگر تا مدتي قبل شايع بود که مي گفتند بازيگران فيلم هاي سينمايي ايران بايد از فيلتر محمدرضا شريفي نيا بگذرند و انتخاب شوند، اين بار انتخاب خوانندگان فيلم ها را هم مي توانيد به ادامه شايعات قبلي وصل کنيد. در انتخاب محسن چاوشي، ردپاي محمدرضا شريفي نيا ديده مي شود. در حين ساخت موسيقي و ترانه هاي فيلم اتفاقات جالبي براي محسن چاوشي افتاده است که هر کدام به گفته خودش، براي او خاطره شده اند و او هنگام تعريف کردنشان مدام لبخند مي زند و با خوشي از آنها ياد مي کند: « سال قبل بود که پيشنهاد ساخت ترانه هاي فيلم سنتوري به من داده شد. آن روزها من چندان وضع مالي خوبي نداشتم. آلبوم لنگه کفش هم لو رفته بود و شرايط روحي ام خيلي بد بود. برادرزاده آقاي شريفي نيا تماس گرفت و پيشنهاد همکاري از طرف آقاي مهرجويي و شريفي نيا را مطرح کرد. آدرس را گرفتم و به دفتر آقاي مهرجويي رفتم و با هم صحبت کرديم. آقاي مهرجويي گفت که تمامي کارهاي من را گوش کرده و مي خواهد در اين فيلم ساخت آهنگ را به من بسپارد. فکر مي کنم آقاي مهرجويي يک دروغ به من گفت و من هم يک دروغ به او. او گفت که همه آهنگ هاي من را شنيده و دوست دارد و من هم گفتم که همه فيلم هايش را ديده ام و دوست دارم. به هر حال فيلمنامه را گرفتم و بدون قرارداد، قرار شد ترانه ها را بسازم. فيلمنامه را به حسين صفا و امير ارجيني، دو ترانه سرايم نشان دادم و قرار شد که آنها ترانه ها را بسته به فضاي فيلم گويند. حتي در يکي از ترانه ها، اسم «رفيق من» بيشتر قافيه ها بر وزن و قافيه سنتور است. ترانه ها تاييد شد، شروع به ساخت ملودي ها کردم. همان طور که گفتم آن روزها وضع مالي ام اصلا خوب نبود و براي هماهنگي با آقاي مهرجويي مجبور بودم هر روز از خيابان خوش تا اقدسيه بروم و چون هر روز پول کرايه را نمي توانستم بدهم، مجبور شدم با يکي از دوستانم که چند سال بود با هم قهر بوديم آشتي کنم تا با ماشينش بتوانم به دفتر مهرجويي بروم...» به اين قسمت حرفش که مي رسد، با صداي بلند مي خندد و سرش را تکان مي دهد، انگار خجالتي که خاص خود اوست مي گويد حتي براي ساخت و ضبط ملودي هايش هيچ وسيله اي نداشته: «من يک کيبورد هم براي زدن آهنگ هاي اوليه و تنظيم ملودي هاي نداشتم و همه فکرم بحث مالي کار بود. وقتي ديدم اتفاقي نمي افتد و آبي از کسي گرم نمي شود، پيش يکي از دوستانم رفتم و کيبوردش را چند روزي قرض گرفتم و با هزار بدبختي کامپيوتر دوست ديگرم را امانت گرفتم. وقتي آهنگ ها را ساختم و با کامپيوتر ضبط کردم، تازه سختي کارم شروع شد. مانده بودم وکال و صدا را چطور ضبط کنم؟ مادرم گفت به پنجره پتو مي زند تا صدا داخل نيايد. پنچره ها را پتو زديم. مشکل ديگر پيدا کردن ميکروفن صدابرداري بود. همان روز رفتم کيبورد را پس دادم و به جايش ميکروفن دوستم را دوباره قرض کردم. براي آرام تر بودن محيط و ضبط صدا با کيفيت خوب مجبور بودم شب ها ضبط کنم. ساعت 2:30 شب که مي شد، شروع به ضبط کارها مي کردم. همه باندها را مي بستم که صدا به اسپيکر و بلندگوها نرود و صدايم در آهنگ پژواک نکند. مدام با هدفون کار را گوش مي کردم و مي خواندم.»
اما در موسيقي فيلم، اردوان کامکار هم سنتور زده است و قطعاتي که در فيلم مي بينيد و مي شنويد تنها تفاوتشان با نسخه هايي که محسن چاوشي در آلبوم هايش به بازار فرستاده داشتن صداي سنتور است: «اتفاقا درباره استفاده از صداي سنتور من خودم خيلي تمايل داشتم. به نظرم قطعاتي که سنتور دارند و سنتور بعدا به آنها اضافه شده، قشنگ تر از قطعات اوليه اند. من روز اول از حضور اردوان کامکار هيچ اطلاعي نداشتم و با وضعيتي که از موقعيت مالي ام در آن روزها گفتم، براي اضافه کردن ساز سنتور به موسيقي ها خيلي سختي کشيدم. چون مجبور شدم بروم قم پيش يکي از دوستانم به اسم مهدي حسيني که نوازنده و مدرس سازهاي سنتي است و از او بخواهم صداي سنتور را هم به قطعات اضافه کند. وقتي که قطعات کامل شد و آقاي مهرجويي کار را شنيد، آنها را پسنديد و خيلي خوشش آمد و حتي يکي از آهنگ ها را دو بار در فيلم به کار برد. وقتي گفت که سنتور را قرار است آقاي کامکار بزند، شوکه شدم. بيشتر ناراحتي ام براي وقت و هزينه اي بود که گذاشته بودم. تا لحظه آخر به من درباره حضور آقاي کامکار چيزي گفته نشده بود.»
محسن چاوشي علاقه اي به گفتن مبلغ دستمزدي که براي ساخت چهار تراک و قطعه فيلم سنتوري گرفته، ندارد. اما هنوز مردد است مبلغي که گرفته کل دستمزدش بوده يا نه: «اگر بخواهم حساب کنم پولي که به من داده شد، پول سه قطعه شعرم بود که به شاعرها دادم. من براي اين کارها خيلي سختي کشيدم و هنوز نمي دانم پولي که به من داده شد پول شعرها بود يا تمام کار.»
فرصتي نشده تا او درباره تمام مسائل و مشکلات با کارگردان فيلم صحبت کند و از اين بابت ناراحت است: «من با مهرجويي صحبت نکرده ام، چون از وقتي که آهنگ ها را تحويل دادم، ديگر نديدمش و صحبتي با هم نکرديم. البته به اين برخوردها و به اين وضعيت عادت کرده ام.» ضبط را خاموش مي کند و حرف هايش را که بيشتر حالت درد دل دارد، شمرده تر و با خونسردي بيشتري ادامه مي دهد و در نهايت قول اين را مي گيرد که چيزي درباره شان ننويسم.
در بين حرف هايش دوباره به بازي خوب بهرام رادان برمي گردد و ادامه مي دهد: «سيمرغ بلورين جشنواره واقعا حقش بود. وقتي فيلم را ديدم زنگ زدم و به خاطر بازي اش به او تبريک گفتم و تشکر کردم و او هم متقابلا چنين برخوردي کرد. رابطه ام با بهرام خوب است. در حين ساختن آهنگ ها، يکي دو جلسه او را در دفتر مهرجويي ديدم و روزي که در دفتر، کارها را اجرا کرد، ديدم که خيلي خوب لب مي زند. البته دوستانم مي گفتند که هميشه يک هدفون همراهش بوده که در وقت هاي بيکاري مدام آهنگ ها را گوش و تمرين مي کرد. به همين دليل هم است که واقعا عالي حس کارها را درآورده و آهنگ ها روي لب زدنش نشسته است، طوري که حتي خود من هم فکر کردم با صداي خودش مي خواند.»
محسن چاوشي وقتي فيلم را در سينما ديده، سخت تحت تاثير بعضي قسمت هاي آن قرار گرفته است و حتي گريه هم کرده است: «در صحنه اي که بهرام رادان، تمام زندگي اش را از دست داد و اعتيادش به بيشترين حد رسيده، در بيابان چادري زده و آنجا زندگي مي کرد، در صحنه اي که داشت سوسيس سرخ مي کرد معتادها يکي يکي داخل چادر او مي آمدند و او سوسيس هاي خودش را با مهرباني به آنها مي داد تا بخورند، وقتي که همه غذايش را داد، خوردند، باز رفت و از نايلکس سوسيسي درآورد و شروع کرد به سرخ کردن و دادن به معتادهاي ديگر، در آن صحنه تحت تاثير بازي و نفس کارش قرار گرفتم. آهنگ رفيق من هم که روي آن صحنه ها در حال پخش بود، گريه ام را درآورد.»
محسن چاوشي با اين که در تيتراژ پاياني هيچ اسمي از خودش نديده، عصباني و حتي شوکه هم نشده و با هيچ کس هم براي پيگيري و اعتراض تماس نگرفته است: «وقتي کارم را براي فيلم شروع کردم، پيش بيني تمام اين اتفاقات را کرده بودم و مي دانستم شايد کارم حذف شود، يا صدايم را از روي آهنگ ها بردارند و يا بعضي از قسمت هايش را اصلاح کنند. به همين دليل وقتي اسمم را در تيتراژ پاياني نديدم، اصلا تعجب نکردم. فقط دلگير شدم، از افرادي که وقتي کارشان به نتيجه مي رسد همه چيز را فراموش مي کنند. به هيچ کس هم زنگ نزدم. از اين رفتارها زياد ديده ام. ولي واقعا خوشحال شدم وقتي که اسم حسين صفا و امير ارجيني را به عنوان ترانه سرا ديدم. من هم اگر حقم باشد به حقم مي رسم. همه صداي من را مي شناسند و نيازي به قايم باشک بازي نيست».
شايد با پخش صدا و موسيقي محسن چاوشي در فيلم «سنتوري» او خود به خود مجوزدار شده باشد. به هر حال صداي او از رسانه اي همگاني که از فيلترهاي خاصي هم بايد مجوز پخش بگيرد، پخش شده است. اما او خودش اين موضوع را قبول ندارد و مي گويد: «قبل از فيلم سنتوري، صدا و آهنگ هاي من از تلويزيون هم پخش شده اند و تلويزيون بارها آهنگ امام رضا (ع ) و کربلاي من را پخش کرده. در مقايسه با همگاني بودن و نظارت، سينما قابل مقايسه با تلويزيون نيست. دوستانم گفته اند که چند بار آهنگ «بچه هاي اهواز» هم در ساعت هاي اوليه بامداد از تلويزيون پخش شده. من واقعا نمي دانم وقتي کارهايم از تلويزيون هم پخش مي شوند، چرا به من مي گويند غيرمجاز؟»
وقتي اسم آهنگ بچه هاي اهواز را مي برد، دلش مي گيرد و از حال و هواي جنوب و جنگ صحبت مي کند، محسن چاوشي بچه خرمشهر است و خانواده شان، جزو آخرين خانواده هايي بوده اند که زمان جنگ شهر را ترک کرده اند و هر چه که داشته اند، گذاشته اند و بيرون آمده اند و زماني که برگشته اند با ويرانه هايي غيرقابل شناسايي مواجه شده اند: «همه جاي ايران زندگي کرده ايم، از کرمانشاه و مشهد و کرج تا تهران. ما آواره جنگ بوديم. همه چيزمان را در جنگ از دست داده بوديم. شايد تلخي بعضي از آهنگ هايم در ادامه همين حس باشد. خيلي کم دلم مي آيد که به خرمشهر بروم و آنجا را ببينم. خرمشهر و جنوب پر از خاطره هاي من است.»
محسن چاوشي اين روزها چهار پيشنهاد خوانندگي و ساخت موسيقي فيلم از کارگردانان مطرح سينماي ايران دارد که مي خواهد فعلا اسمي از آنها نبرم. به نظر مي رسد او کم کم بعد از دوازده سال به قول خودش فلاکت و حق خوري ، به حقش در موسيقي رسيده است. او در بيست و هشت سالگي اش تصميم دارد هر طور شده اولين آلبومش را به طور رسمي به بازار بفرستد، به همين دليل تمامي فعاليت هايش را به خانه و اتاق کوچک و ساده اش منتقل کرده است تا ديگر نتيجه اعتماد به دوستانش، لو رفتن ملودي و آهنگ هايش نباشد. او تصميم گرفته که فعلا با هيچ مجله اي گفت وگو نکند و رابطه هايش را کمتر کند و تمامي تمرکزش را روي آلبوم جديدش بگذارد.
ترانه هايي از فيلم سنتوري
«زخم»
من با زخم زبون هات رفيقم
مرهم بذار با حرفات، رو زخم عميقم
با توام که داري به گريه م مي خندي
کاش بياي و به من دل ببندي
تنها بودن يه کابوس شومه عزيزم
کار دل نباشي تمومه عزيزم
«رفيق من»
رفيق من، سنگ صبور غم هام
به ديدنم بيا، که خيلي تنهام
هيشکي نمي فهمه، چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليلي ها
خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جووني هام نشوني
پير شدم، پير تو اي جووني
تنهايي بي سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ کس نيومد
به تنهائيت سري نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش...
اگر بياي همون جوري که بودي
کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده
هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد
هميشه محتاجه به نور خورشيد
PERSIAN CALENDAR - 1386
چهار شنبه ١ فروردين ١٣٨٦
ساعت ٣ و ٣٧دقيقه و ٢٦ ثانيه
چهار شنبه ٢١ مارس ٢٠٠٧
ساعت ١ و ٧ دقيقه و ٢٦ ثانيه
|
فروردين ١٣٨٦ March-April 2007 | ||||||
|---|---|---|---|---|---|---|
| جمعه | پنج شنبه | چهارشنبه | سه شنبه | دوشنبه | يكشنبه | شنبه |
| Fri | Thu | Wed | Tue | Mon | Sun | Sat |
| ٣
23 |
٢ 22 |
١
21 |
| |||
| ١٠
30 |
٩
29 |
٨
28 |
٧
27 |
٦
26 |
٥
25 |
٤
24 |
| ١٧ 6 |
١٦
5 |
١٥
4 |
١٤
3 |
١٣
2 |
١٢
1 April |
١١
31 |
| ٢٤
13 |
٢٣ 12 |
٢٢
11 |
٢١
10 |
٢٠
9 |
١٩
8 |
١٨
7 |
| ٣١
20 |
٣٠
19 |
٢٩
18 |
٢٨
17 |
٢٧
16 |
٢٦
15 |
٢٥
14 |
| ١٢ فروردين = روز جمهورى اسلامى | ١ - ٤ فروردين = تعطيلات نوروزى |
| ١٣ فروردين = سيزده بدر |
آهنگ جدید و زیبای Ice Boys به نام می خواستمت با دو کیفیت

|
| Song Name / Title | Download | Download | |
| 01 - Raaz Feat YAS | [128] | [32] | |
| 02 - Divanegi | [128] | [32] | |
| 03 - Gharare Akhar | [128] | [32] | |
| 04 - Boro Feat Yas | [128] | [32] | |
| 05 - Bia Feat Yas | [128] | [32] | |
| 06 - Ashke Sard | [128] | [32] | |
| 07 - Toro Didam Ba Digaroon | [128] | [32] | |
| 08 - Mooorche Feat Barareh | [128] | [32] | |
| دانلود آلبوم: انگليسي |
A Different Shade
باصداي Erik Segerstedt
آلبوم جدید و بسیار زیبای Erik Segerstedt به نام A Different Shade . با 2 کیفیت
| دنیای موبایل |
مدیریت زنگها در گوشی با امکانات بسیار زياد
لينک دانلود
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد
|
128 MP3 : -
ناز و نیاز آلبوم جدید و زیبای اسحاق احمدی به نام ناز و نیاز با دو کیفیت ------------
آهنگ دريغا جواني باصداي فريدون سلامت
آهنگ زيبای داريوش و كيانوش Hide Me Cam
تصویر برداری مخفیانه از طريق موبايل
رمز فايل: reza-2006
|
براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
|
تصاوير حمله غیرتمندانه و بسیجی وار برادران انصار به نشست صنفي خانه مطبوعات استان گلستان كه در روز يك شنبه ششم اسفند در حسينيه هيئت متوسلين گرگان انجام گرفت . آقای شمس الواعظین اینجا گرگان است و برادران حزب ا... ببخشید برادران انصار! نمی گذارند آبرو برای این شهر بمونه !!
|
مجید رئوفی-ماهنامه «نسیم هراز» صفحه ای دارد به نام: خوش تیپ. در این صفحه معمولاً چهره های معروف و سرشناس از نظر نوع و شکل لباس پوشیدن زیر ذره بین قرار گرفته و مدل خاص شان معرفی می شود. البته این به معنی خوش تیپی واقعی سوژه نیست، بلکه غالباً کسانی مورد بررسی قرار می گیرند که یا سبک و سیاق خاصی در لباس پوشیدن دارند و یا مثل مورد زیر، سمبل گروه خاصی از آدم های جامعه بوده، یا از شاخص ترین افراد گروه شان هستند.
چندی پیش یکی از مدل های این صفحه، «مسعود ده نمکی» بود؛ کسی که همه کم و بیش با نام و چهره اش آشناییم. با توجه به جنجال اخیر این... (راستی ده نمکی را با چه عنوانی می شود توصیف کرد؟!) بد نیست ما هم بیشتر با او آشنا شویم. هم برای معلومات عمومی مان خوب است و هم شاید بعدها به دردمان بخورد. نه؟!
ده نمکی: دوست دارم متفاوت باشم
«مسعود دهنمكی» پس از چند تجربه مستند، حالا یك فیلمساز سینمایی شده. گرچه دیدن تصاویرش كنار ستارههای مكش مرگ مای سینما هنوز عجیب است و گل درشت میزند(!) اما خب، او وارد یك وادی تازه شده. موقعیت جدیدی كه اتفاقا با ستارهها پر شده است؛ ستارههایی كه همنشینی با آن ها چه به سر آدم كه نمیآورد!
وقتی با دهنمكی در اینباره حرف میزنیم، میگوید تغییری نكرده و همان مسعود دهنمكی سابق است. ولی فقط كافیست عكسهای او سر صحنه اخراجیها را ببینی؛ به خصوص آن تصویر تابلو با كلاه لبهدار و عینك آفتابی...
میگوید سر فیلمبرداری «اخراجیها» دوستان خوبی پیدا كرده: «از خیلی از سیاسیها، با معرفتترند.» اما همین سینماییها هم، كمی سر به سرش میگذاشتند: «عینك آفتابی امین حیایی را گرفتم تا آفتاب چشمم را نزند. مجبور بودم پشت دوربین زیر آفتاب بایستم. همه میگفتند هنوز چیزی نشده، عوض شدی!» بالاخره سینماست دیگر. خودی و غریبه نمیفهمد كه!
مسعود دهنمكی، با شلوار پارچهای مشكی، پیراهن و جوراب سفید و كاپشنهای موسوم به «احمدینژاد»ی در دفتر سنتیاش كه كلی كتاب در قفسههایش دارد، منتظر ما بود. روی صندلی نشسته بود و كنارش یك كاپشن خلبانی رنگی شده و یك چفیه آویزان. با یك گیوه كه میگوید از فیلمهایش به یادگار نگه داشته: همان كاپشن و گیوهای كه كامبیز دیرباز در فیلم استفاده كرده بود.
دهنمكی میگوید سعی میكند این كاپشن احمدینژادی را خیلی به تن نكند: «سالها قبل از انتخابات، از این كاپشنها میپوشیدم. اما این قدر كه همهگیر شده دیگر نمیپوشم. دوست ندارم مثل بقیه لباس بپوشم. دوست دارم متفاوت باشم. هر چیزی كه مد شود، عوضاش میكنم.» عجب!
دهنمكی سعی میكند همیشه ریشهایش را كوتاه نگه دارد؛ البته كوتاه كه میگوییم یعنی كوتاه، یك موقع فكر تیغ میغ به سرتان نزند. عكسهای قدیمیاش را هم كه پیدا كنی، میبینی ریشهایش كوتاه بوده است: «این ریشها، هیچ وقت بلند نمیشوند. هر 2-3 هفته یك بار به آرایشگاه محلهمان میروم. اگر كاری داشته باشم یا یادم برود، خودش زنگ میزند كه كجایی بابا؟ بیا منتظرتم.»
موهایش هم كمپشت شده و او سعی میكند موها را كوتاه نگه دارد تا صورتش حالت متناسبی داشته باشد: «گرد پیری روی صورتمان نشسته است.»
دهنمكی میگوید شاید فقط دو سه بار كت و شلوار پوشیده، فرقی نمیكند با كی و كجا جلسه داشته باشد؛ فقط یكی دو بار كه لباس دم دستش نبوده، كت و شلوار پوشیده است. اما مهمترین كت و شلوارش را در شب دامادی به تن كرده؛ یك كت و شلوار توسی رنگ دقیقا 10 سال پیش. تصور كنید مسعودخان با كت دامادی، بدون كراوات، در حال... نه خیر. صلوات بفرستید!
جوراب سفیدش را همرنگ پیراهن انتخاب كرده. میگوید دختر 8 سالهاش بیشتر از هر كسی به تیپ پدر اهمیت میدهد. سعی میكند لباسهای پدر همیشه اتو كشیده و تمیز باشد و خیلی برایش مهم است كه لباسها كاملا با هم هماهنگ باشند. هرازگاهی به پدر میگوید باید پیراهن جدید بخری و این پیراهن را با آن شلوار خاص ست كنی: «خودش خوب میداند كه زورش به من میرسد.»
عید بود كه با گوشی قدیمی N100 صحبت میكرد اما گوشیاش را الان عوض كرده، گوشی نوكیا 6600 بزرگ؛ مثل كتلت!
از نوجوانی همیشه انگشتر دوست داشته؛ یك انگشتر عقیق و یك انگشتر فیروزه كه همیشه از آنها استفاده میكند. انگشترهای دوره نوجوانیاش را هنوز هم دارد و برخی مواقع به دست میكند تا یاد گذشتهها بیفتد. حلقه ازدواجش را هم یكی دو ماه اول به دست میكرد اما حلقه را گم میكند.
دهنمكی كمتر شلوارهای جبههای به تن میكند. میگوید از سال 78 دیگر از این شلوارها نپوشیده. اما سر فیلمبرداری فیلم «اخراجیها» چند روزی را با این شلوارها سر كرده: «سر صحنههای جنگی حدود 100 لاستیك سوزاندیم و پیراهن سفیدمان كاملا مشكی شد. مجبور بودیم از این شلوارها به تن كنیم.»
ولی او اصلا اهل جین نیست. گرچه كارگردانها اكثرا جینبازند: «بیشتر شلوار كتان به تن میكنم. هم راحت است و هم به تن، خوب مینشیند.» خب، مسعودخان است دیگر!

برديا
باصداي برديا
آلبوم جدید و زیبای بردیا به نام بردیا. با 2 کیفیت متفاوت
|
128 MP3 :
|

//////////

///////
///////////
مديريت و تبادل اطلاعات گوشي هاي تلفن همراه نوكيا توسط كامپيوتر با Nokia PC Suite 6.8 ::
براي برقراري ارتباط گوشي هاي تلفن همراه با كامپيوتر و رد و بدل كردن اطلاعات به ويژه توسط كابل مخصوص كامپيوتر گوشي هاي مختلف , نياز به نرم افزاريست كه از طريق كامپيوتر تمامي اطلاعات لازم را به گوشي
ارتقا كيفي بخش Nokia Music Manager .
تبديل سريعتر فايلهاي صوتي و تصويري .
اضافه كردن يك زبان جديد .
ايجاد تغييرات و آسان تر كردن محيط نرم افزار PC Sync .
براي مشاهده ي گوشي هاي تحت پشتيباني اين محصول به اين صفحه از سايت نوكيا مراجعه نماييد ....
جزييات كاملتر به زبان سايت سازنده در مورد اين نرم افزار .....
























































