آلبوم جدید و بسیار زیبای علیرضا عصار به نام نهان مکن با دو کیفیت

عكس , ويدئو، اخبارسیاسی، اجتماعی ، فرهنگی و...

| ||||
| ||||
آيا تا به حال به اين موضوع انديشيده ايد كه انسان هاي فوق العاده پولدار روي زمين ، براي خريد لباس ، عطر ولوازم آرايشي به كدام مغازه مي روند؟ منظورمان افرادي مانند " ملكه انگليس " يا" سلطان برونئي "يا " پرنس چارلز" و " بيل گيتس " و امثالهم است ! به هر حال شايد تعداد پولدارهاي روي زمين بسيار كمتر از انسان هاي عادي و متوسط باشد اما درمقابل ، قدرت خريد و توان پول خرج كردن اين افراد را هم نمي توان ناديده گرفت واگر كسي بتواند نظر اين مشتريان رابه سوي خود جلب كند و سفارشات آنها را بگيرد، مسلما ثروت كلاني را به دست خواهد آورد.ثروتي كه مي تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.
بيژن پاكزاد ، يكي از اين عرضه كنندگان گران ترين اقلام و سفارشات ، براي پولدارترين ساكنين روي زمين است . او در يك خانواده فوق العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصيل به مدرسه پولدارهاي سوئيس، يعني "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده هاي بزرگ مانند " پرنس ريتر" همكلاسي شد . درحقيقت تعداد زيادي از مشتريانش را بيژن در همان مدرسه سوئيسي شناسايي و شكار كرد. او همانجا دريافت كه سليقه ي آدم هاي پولدارچگونه است و به چه شكلي مي توان نظر آنها را براي خريد و سفارش اجناس به سوي خود جلب كرد.
" بيژن پاكزاد" اكنون درآمد سالانه اش از فروش عطرها و ادكلن هاي "DNA " بيش تز ٣٠٠ ميليون دلار درسال است و صاحب يكي از با شكوه ترين وگران قيمت ترين فروشگاههاي نيويورك است كه درب اين فروشگاه ، فقط به روي مشتريان خاص وبه سفارش آنها باز مي شود. بيژن داراي يك هواپيماي جت مخصوصي است . آن دسته از مشترياني كه نم توانند به فروشگاه او بيايند، او شخصا به نزد ايشان مي رود و براي آنها مدل لباس ، تي شرت ، عطر و .... طراحي مي كند . او يك پول آفرين واقعي است و خيلي از پولدارها و توانگرهاي دنيا به داشتن نام او روي عطر خود يا لباس هاي خويش افتخار مي كنند. اجازه دهيد تا با بيژن مصاحبه اي داشته باشيم :

راز نيرومندي و جوان ماندن من درايناست كه هر روز چيز تازه اي ياد مي گيرم.
سوال: بيژن چه اتفاقي افتاد كه تو يكباره تبديل به يك اسطوره درجهان مد و هنر شدي ؟
بيژن : راستش را بخواهيد از همان كودكي احساس مي كردم فرد مشهوري مي شوم . پدرم مي خواست من دكتر يا وكيل شوم . رشته تحصيلي ام مهندسي بود كه هيچ علاقه اي بدان نداشتم ، همه شوق من به جانب طراحي بود و با علاقه وصف ناپذيري بدان مي پرداختم . از سوئيس به آمريكا رفتم و در آنجا در رشته بازاريابي به تحصيل پرداختم و همانجا اين فكر در من قوت گرفت كه مد اروپا را به آمريكا بكشانم.
سوال : چگونه موفق شدي اعتماد اين همه آدم هاي متفاوت را بسوي خود جلب كني ؟
بيژن : با اهميت دادن به تك تك مشتريانم . هدف من هميشه شناختن مشتري و توقعات اوبوده است . حتي امروز نيز با اينكه تعداد مشتريان بسيار زياد شده است من تك تك آنها را مي شناسم. به عنوان مثال لباس يك ستاره سينما بايد با يك قاضي دادگاه متفاوت باشد، وقتي لباس را براي فردي طراحي مي كنم بايد بدانم كه او درآن لباس چه خواهد كرد. در مورد من جوكي ساخته اند با اين مضمون" افراد مانند وودي آلن داخل فروشگاه مي شوند ومانند كري گرانت خارج مي شوند"

سوال : درچه سالي اولين نمايشگاه مد را برگزار كردي ؟
بيژن : در سال ١٩٧٦ با كمك مالي يكي از هموطنانم نمايشگاهي مجلل ترتيب دادم. نمايشگاه داراي ميزهايي از سنگ مرمر كمياب و لوسترهايي گران قيمت بود و افرادي مانند خوان كارلوس پادشاه اسپانيا شاه اردن و سلطان بروئني را به خود جلب نمود.
سوال : اولين برخورد كارگزاران تو پس از ورود مشتري چگونه است ؟
بيژن : من از آنها خواسته ام قبل از هر پرسشي ابتدا از او پذيرايي بعمل آورند وسپس با او گفت وگو داشته باشند.از علايق وسوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمايندو ازاين طريق بتوانند نوع لباس مورد علاقه اش را طراحي كنند، مثلا هنگامي كه روناد ريگان رييس جمهور سابق آمريكا ازمن لباس گرم خواست ، پارچه جين را با آستري ازپوست مينك برايش طراحي كردم البته گاهي هم اگر افراد قادر به حضور درفروشگاه نباشند من به همراه خياطان خود به نزد آنان مي روم.
سوال : پارچه هايت را از كجا تامين مي كني ؟
بيژن : از توليد كننده هاي معتبر كه قبلا آزمايش شده اند . من ابتدا قبل از سفارش لباسي از پارچه مورد نظر را مي پوشم تا كيفيت آن را بررسي كنم و اگر مقبول افتاد تا سه برابر هزينه اصلي را به توليد كننده پرداخت مي كنم تا حقوق انحصاري آن كالا را تضمين نمايد. اين يكي از مشخصه هاي كار من است و دليل آنهم اهميتي است كه به كيفيت كالاي خود مي نهم . شايد در نظر برخي اين كارها زياده روي جلوه كند.
سوال : در مورد عطريات چه توفيقي به دست آورده ايد؟
بيژن : سال هاي زيادي طول كشيد تا من عطري را درست كنم كه متفاوت باشد، حتي طرح شيشه آن ٨٠٠ بار پيش نويسي شد تا اينكه مورد قبول من واقع شد من عطر زنانه نمي خواستم. مخصوصا كه لباس هاي من همگي مردانه هستند، از همين روبا زنان بسياري مصاحبه كردم تا بدانم چه بويي رابراي مرد مي پسندند و نهايتا موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بيژن را توليد كنم كه جايزه اسكار نيويورك را براي بهترين عطر دريافت كنم. البته بعدها عطر زنانه هم توليد كردم وبه پاس قدرداني از زناني كه همواره حامي من بوده اند به ايشان تقديم نمودم
سوال: در يك جمله بگو براي پول كارمي كني يا عشق ؟
البته عشق به كار; من ازاينكه توليداتي منحصر به فرد دارم لذت مي برم من به كار كردن هفت روز هفته نياز ندارم ، اما اين كار را انجام مي دهم چون به كارم عشق مي ورزم .
سوال : بيژن ! تو براي آدم هاي معمولي ، محصول توليد نمي كني ؟ خريداران تو قشر خاصي از جامعه هستند كه شايد تعداد آنها در كل دنيا به بيست و پنج هزار نفر هم نرسد.چرا اين طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتريان اصلي خود انتخاب كرده اي ؟
اين مساله چندان هم درست نيست . هر چند عطرهاي بيژن با لباس هاي بيژن گران قيمت اند، اما خيلي از انسان هاي معمولي هم مي توانند آن را در مغازه هاي معتبر كشورشان خريداري كنند. من براي پولدارترين هاي روي زمين حساب جداگانه اي باز كرده ام ، اما اين دليل نمي شود كساني را كه خيلي پولدار نيستند در نظر نگيرم . بسياري از بازديد كنندگان فروشگاههاي زنجيره اي بيژن ، درنيويورك ودردنياازطبقه عادي و نسبتا مرفه جامعه هستند.
سوال: موفقيت فوق العاده كنوني خود را نتيجه چه مي داني ؟
بيژن : نتيجه مطالعه ، تامل و شكار فرصت هاي طلايي ، تخصص و علاقه ي من در علم شيمي است و در سال ١٩٨١ موفق شدم ، جايزه " lg Nobel" را به خاطر عرضه عطرها و ادكلن هاي "DNA " به نام خودم بگيرم . من با عرضه اين عطرها و ادكلن هاي جادويي ، ابتدا براي مردان و بعد براي زنان توانستم معناي عطر واقعي را به مردم بشناسانم و از اين راه به ثروتي رويايي دست يابم . درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهاي بيژن در سطح جهان ، قريب ٣٠٠ ميليون دلار است ، حال آنكه در آمد حاصل از طراحي لباس، يك دهم آن يعني سي ميليون دلار درسال است . من به اين اصل معتقدم كه اگر قرار باشد " كائنات " ، ايده اي را به ذهن و دل يك انسان الهام كند، به سراغ انساني مي رود كه آمادگي علمي و ذهني پذيرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصيلي به دنبال عرضه محصولي به رقيب و گران قيمت مي گشتم و عطرها و ادكلن هاي " DNA " همان چيزي است كه سال هاي جواني ام را در جست وجوي آن سپري ساختم . در حال حاضر موسسه بزرگ توليد عطرهاي بيژن را به نام سه فرزندم نموده ام تا آنها از همين الان كه زنده ام ، مديريت و راهبري بزرگترين و ثروتمندترين شركت عطر سازي دنيا را بياموزند.
سوال : مي گويند فروشگاهي قصر مانند داري كه آن را براي پولدارترين ساكنين روي زمين آماده نموده اي تا براي ساعتي در سكوت و آرامش هز چه را مي خواهند از آن جا بخرند. چه شد كه به فكر ساختن اين فروشگاه قصر مانند افتادي ؟
بيژن : شم اقتصادي ! من يك تاجر زاده ام و درخانواده اي بزرگ شدم كه فرهنگ پول سازي و پول آفريني درآن غالب بود. براين باورم كه در رگ هاي من به جاي خون ، رودخانه اي از طلا جاري است و تك تك سلول هاي وجود من ازالماس ساخته شده اند. من خودم را بسيار گرانبها مي دانم و براين اعتقادم كه اگر يكي از پولدارهاي دنيا به نيويورك بيايد و بخواهد از فروشگاهي خريد كند، حتما بايد اين خريد از فروشگاه من صورت گيرد. يك سفارش چهارصد هزار دلاري ، حداقل خريدي است كه من از مشتريانم انتظار دارم و مشتريان من نيز خوب مي دانند چه موقع از من ، باز كردن درب فروشگاه را تقاضا كنند.فروشگاه بيژن هر چند به صورت شبانه روزي فعال است اما درب آن فقط به روي مشتريان خاصي باز مي شود . ديوارهاي سفيد اين فروشگاه هر هفته رنگ مي شوند.
سوال: آيا ثروت پدري درموفقيت شما تاثيري داشته است ؟
بيژن : الان كه به گذشته نگاه مي كنم مي بينم بيشتر از ثروت پدر ، خلاقيت ، نوآوري وخود اتكايي خودم را دراين جايگاه قرارداده است .
به هر حال ثروت پاكزادي ها را خيليهاي ديگر هم داشتند اما پسر هيچكدام از آنها بيژن نشد. اكنون من درموسساتم كارمندان ثروتمندرا استخدام نمي كنم، بلكه شباه روز در جست وجوي افراد خلاق و توانمند هستم . تجربه به من ثابت نموده است كه اين افراد در كمترين زمان قابل تصور، ثروت ومكنت را به دست خواهند آورد و مي تواند شرايط رفتاري و ذهني لازم ، براي برخورد با پولدارترين هاي روي زمين را پيدا كنند.
سوال : جديدترين ايده وخلاقانه ترين محصولي كه عرضه كرده اي چيست ؟
بيژن : يك ضرب المثل فارسي به خاطر دارم كه مي گويد: زندگي پيچ وخم زيادي دارد . من هم يك عطر پرپيچ وخم با بهترين و الهام بخش ترين رايحه هاي عالم ساخته ام به نام "Bijan with a Twist " مي توان آن را " بيژن پرپيچ وخم " ترجمه كرد . طراحي شكل ظاهري شيشه عطر و از همه مهم تر بوي دل انگيز ، هيجان آور و آرام بخش اين عطر كه مي توانم به جرات بگويم معجوني از رايحهاي متضاد اما خواستني است ، باعث شده تا من ، " بيژن پر پيچ و خم " را از همه ي محصولاتم بيشتر دوست بدارم .
سوال : براي ايرانياني كه علاقه مندند، مانند تو در درياي ثروت شنا كنند، چه پيامي داري ؟
بيژن : اول بايد لياقت وشايستگي حفظ ، نگهداري و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ايجاد نماييد. پول و به تبع آن خريداران پولدار، وطن ومليت خاصي ندارند. ثروت باعث مي شود كه آنها به راحتي به امن ترين ، مطمئن ترين و آرام ترين نقطه كره زمين كوچ كنند ، بنابراين اگر به پول بي احترامي كنيد، براي آن خط و نشان بكشيد ، شرط وشروط برايش تعيين كنيد، به پول توهين كنيد و آن را در جاي نامناسب و براي خريد آشغال خرج كنيد، خب طبيعي است كه با اينكار بي لياقتي خود را درحفظ پول ثابت نموده ايد و پول وثروت سراغ شما نمي آيد! نبايد هم بيايد. اصلا چرا بايد ثروت سراغ كسي برود كه قصد نابودي اش را دارد! كدام پديده عالم را سراغ داريد چنين باشد كه پول دومي اش باشد؟
آدم هاي پولدار دوست ندارند ، همه ثروتشان را صرف كمك به ديگران كنند. خيلي از آنها مايلند با ثروتي كه به دست آورده اند، اززندگي لذت ببرند. آنها مي خواهند با ثروت خود بهترين ها را بخرند. بهترين احترام را دريافت كنند . با مودب ترين ، يا تميزترين و با تيز هوش ترين انسان ها دم خورباشند، خوب طبيعي است اينجا همان جايي است كه " بيژن "و همه آدم هايي كه علاقه مندند مانند او در درياي ثزوت شنا كنند، وارد عمل شوند.
به خاطر دارم روزي يكي از ميليونرهاي آفريقايي براي خريد به قصر فروشگاهيي من در نيويورك آمد. او درفضاي آرام و دلنشيني كه من ، حساب شده در تمام فروشگاه ايجاد كرده ام ، قدم زد و با شوق وصف ناپذيري اجناس داخل فروشگاه رابازديد نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروي پله ها و فرش هاي نفيس استفراغ كرد . خدمتكاران وكاركنان فروشگاه بلافاصله چهره در هم كشيدند و خواستند واكنش نشان دهند كه با نگاهي سريع به همه آنها گفتم كه حق ندارند چنين كنند. وقتي بازديد تمام شد و آن ميليونر با يك خريد ٢٠٠ هزار دلاري ازفروشگاه خارج شد ، از خدمتكاران خواستم راه پله و فرش ها را تميز كنند. به
آنها گفتم كه مشتري ، وقتي وارد مغازه مي شود، درحقيفت صاحب آن است ، چرا كه بالقوه مي تواند هر كالايي رابخرد. اين حق مشتري است و بايد به اين حق او احترام گذاشت .
سوال : آيا اززندگي لذت مي بريد؟
بيژن : چرانه ؟ اگرلذت نبرم چه كنم ١؟ زندگي من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوري كه ميخواهم احساس كنم چرا نبايد چنين كنم ؟١
سوال : ممكن است يك نمونه از شيوه تبليغات خود را بيان كني ؟
بيژن : يكي ازآخرين تبليغات من اينطور آغاز مي شود يكي بود يكي نبود ، در سرزميني دور مرد جواني زندگي مي كرد كه به كيفيت عشق مي ورزيد.
| دانلود آلبوم: فارسی |
گرفتار
باصدای فرشید امین
آلبوم جدید و بسیار زیبای فرشید امین به نام گرفتار با دو کیفیت
MP3 128
WMA 64
برای دانلود روی هر یک از آهنگهای بالا کلیک سمت راست کرده و Save Target As را بزنید.

| تک موزیک |
آهنگ زیبای كوچ
باصدای فزلباش بختياري
لینک دانلود
لينک دانلود غيرمستقيم مي باشد.
---



| |||










|
بگو که باورت کنم>> Download
-------
Omid's "Baran" Album
![]() Omid's "Har 2 Ashegh" Album
![]() Motazere Taranehaye Ghadimie Darkhastie shoma hastam. Har Shanbe ba chand Albume Irani Ghadimi.
|
|
| |||||||
|
| |||||||

| |||||||||||||
| |||||

دانلود كل آلبوم در يك فايل زيپ
MP3 128
WMA 64
| |||||||||||||







انتشار يک فیلم ...
فیلم دیدار رهبر معظم انقلاب از منزل آیت الله مصباح یزدی منتشر شد. به گزارش الف، این فیلم با انگیزه پاسخگویی به حملات تخریبی بر علیه موسسه امام خمینی و آیت الله مصباح یزدی و نیز خنثی کردن وسوسه های تفرقه افکنانه، توسط یکی از دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق منتشر شده است. این فیلم مربوط به سال 1381 می باشد. رهبر معظم انقلاب در این دیدار از لزوم توجه به تولید افکار نو در دنیای اسلام صحبت می کنند.
برای دیدن فیلم اينجا را کلیک کنید

تفاوتهاي من و رئيسم!

وقتي من یك كاري را دیر تمام مي كنم، من كند ھستم.
وقتي رئیسم كار را طول دھد، او دقیق و كامل است.
وقتي من كاري را انجام ندھم، من تنبل ھستم.
وقتي رئیسم كاري را انجام ندھد، او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دھم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دھم.
وقتي رئیسم این كار را بكند، او ابتكار عمل بخرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئیسم، رئیسش را راضي نگاه دارد، او ھمكاري مي كند.
وقتي من اشتباھي كنم، من نادان ھستم.
وقتي رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت زدن ھستم.
وقتي رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي یك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من ھمیشه مریض ھستم.
وقتي رئیسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خیلي بیمار است.
وقتي من مرخصي بخواھم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتي رئیسم به مرخصي برود، باید مي رفت چون خیلي كار كرده است.
وقتي من كار خوبي انجام مي دھم، رئیسم ھرگز به خاطر نمي آورد.
وقتي من كار اشتباھي انجام دھم، رئیسم ھرگز فراموش نمي كند.
لطفا اسپیکرهای خود را روشن کنید
آن لحظه ی شِکوه ی اشک ، آن لحظه ی سقوط برگ
آن لحظه ی بيدار شدن از خواب شيرین دمِ مــــــرگ
آن لحظه ی عريـــــان شدن از هر نوای بی صـــدا
آن لحظــــه ی خـزان عمــــر کيست گريد به حال مــا
در لحظه ی سقوط بـــرگ ،آن لحظه ی اعدام جــان
در هر نفـــــس بينی صــدای ؛ ديگر نمانی بين مـــان
آن لحظه که حتی مرثيـه ســـودای آخــــر می زنـد
در شـوق رهايی از اجــــل بـر هر دری سر می زنـد
در ساعت رؤيت مرگ ، در هر گريزاز هر محـل
بی خود نده خود را عذاب ، نيست راهِ فراری از اجل
در آن دمِ آخر شدن ، دست ياری خواهی گشــــــود
اما نخواهد شد کمک، پس مال و فرزندان را چه بود
نه کس تو را ياری کند ، نه ابر تو را زاری کنـــــد
آن ناجــــیِ منــــحوس شوم آوای مــرگ جاری کــنـد
فرجـــام کــــار پايـان بـوَد ، از بــدو پيدايـــــش مـــا
تشکيل يک نـطفه از جنون جز نيستی نبود در انتها
می خوام امروز براش نامه بنويسم ، آخرين نامه ای که بهش می نويسم . . .
نمی دونم چه طور شروع کنم ، نمی دونم چی بگم که يه وقت بهش بر نخوره و از نامه ام بدش
نياد !
می دونم از متن های ادبی خيلی سنگين بدش مياد خوب پس اين طوری براش می نويسم که :
سلام .....................
سلام به تو که هرگز نفهميدم دوستت داشتم ، عاشقت بودم ، می پرستيدمت ويا ...
شاید اين آخرين نامه اي است که برايت می نويسم و شايد هم آخرين نامه ای باشد که می نويسم .
نمی دانم چرا ولی باز هم همون سکوت هميشگی جلوی دريای حرفهام رو گرفته ، يادت که هست ؟؟؟
همون سکوتی که از اون بيزار بودی و من به اون ادامه می دادم و هنوز هم .......
نمی دونم از کجا شروع شد ولی می دونم که من شروع نکردم
اين بازی رو می گم ... بازی موش و گربه ... من به دنباله تو و تو فراری از من .... من عاشق
تو و تو متنفر از من ...
گفتم عشق ياد ادعا های پوچ تو افتادم ... ياد دروغهات ...
يادته اون روزای اول ازم پرسيدی اگه يه وقت دل من يه جا ديگه پر بکشه تو چی کار می کنی و
من چه جوابی بهت دادم ؟؟؟
يادته گفتم فقط بهت نگاه می کنم و به حالت تأسف می خورم ....؟؟؟
الان هم همون روز رسيده فقط با اين تفاوت که ديگه برای ثانيه ای هم نمی خوام به چشمات نگاه
کنم چون قدرت رو به رو شدن با واقعيتی تلخ رو ندارم ، حالا به حال خودم دارم تأسف می خورم
که چه طور فريب دروغ های ساده و قشنگ تو رو خوردم ........
نه ... نه ....اين ديگه تمام آرزوم نيست .... يعنی ديگه چنين آرزويی ندارم ........
ديگه خواهش ديدن تو جايی تو آرزوهای من نداره و نخواهد داشت ...
روزي که دستانم پيش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردي که نرو
روزي که دلت جاي دگر مايل شد
کفشانم را جفت نمودي که برو ...
و منم دارم می رم نمی دونم کجا ولی دارم می رم
دارم می رم که ديگه در و ديوار اين قفس تو رو يادم نياره ... می رم و ديگه هيچ وقت پشت سرم
رو هم نگاه نمی کنم .... مطمئن باش
کم کم دارم بوی انتها رو حس می کنم ، حتي كلمات هم دگر از نوشتن عاجزند! بزار با اين
شعرهایی که به اصطلاح عاشقانه هایی را گرفته بودم و تو هم دوستش داشتی خط خطی های
قبلمو تموم کنم دقيقاً مثل رابطه عاشقانه ی ما که تو تمومش کردی …
تو به رسم بی وفــا ها ، دلمو شکستی راحــت
ولی من نفرین نکردم ، واستم دعــا مــی کردم
تنها بودم و من امّا ، تـو رو تنهـا نمـی ذاشتم
من غرورمو شکستم ، تو دلم رو می شکونــدی
تو دلم زار میزدم من ، ولی اشکامــو ندیــدی
اولش با مهربونیت ، دلمـــو به چنـــگ اُوردی
امّا وقتی که می رفتی دلو با خـــودت نبـردی
رفتی و تنهام گذاشتی ، اولش گریه کار من شـد
توی این قسمت بازی غصه تنها یار من شـــد
روزگار صفحش ورق خُرد ، اومده اون روی سکـه
قسمت دوم بازی : تـو شـــدی همـدم غصــه
حالا که همه گذاشتن تـو رو تنها تـــوی قصـه
اومدی سراغ من باز ، ولی این دفعه با گریـــه
امّا من دیگه نه اونم که واست دعـا بـخـونـــم
واسه قلـب تـو بسوزم ، پــای عشق تو بمونم
دیگه واژه ای نمونده ، واسه از تو شعر سـرودن
دیگه هیچ دلی نمونده ، واسه بخشش و گذشتن
دیگه دیره واسه گریـه ، اومــده آخــر بـــازی
من بــرنده شدم و تو مثل یک بـازنـده باختی
| ||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

تمام آلبوم های مهستی شامل 30 آلبوم که به صورت کامل می توانید دانلود کنید.

برای دانلود کردن پس از کلیک دانلود و ورود به صفحه بعد باید منتظر بمانید تا شمارش انتهای صفحه به پایان برسد و سپس بر روی کلمه دانلود کلیلک کنید![]()









| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||



| ||||||||
| ||||||||
| |||||

bachehaye khoobe iroon.














Most Artistic Celebrities v1Screensaver یک محافظ صفحه (Screen Saver) زیبا با حجم کم .
سایت rapidshare : پس از کلیک بر روی لینک دانلود بر روی گزینه Free کلیک کرده و مدت 60 ثانیه صبر کنید تا لینک دانلود پدیدار شود و همچنین متنی که داخل باکس هست را هم وارد نمائید و سپس بر روی لینک ظاهر شده کلیک کرده که دانلود شروع شود.
برای راهنمایی بیشتر اینجا کلیک کنید
-----------
Shahram Kashani - Game Over آلبوم جدید شهرام کاشانی با نام بازی تمومه شامل 8 آهنگ و با کی ----- تمام آلبوم های سیاوش قمیشی شامل 14 آلبوم که به صورت کامل و تک تک می توانید دانلود کنید.
فیت 128Kbps و 64Kbps ، همچنین می توانید آلبوم را به صورت کامل دانلود کنید.
برای دانلود آلبوم اینجا کلیک کنید...

فیلم جدید The Departed که محصول سال 2006 می باشد با کیفیت DVD.
سبک فیلم : جنایی ،درام ،هیجان انگیز
بازیگران :
Leonardo DiCaprio .... Billy Costigan
Matt Damon .... Colin Sullivan
Jack Nicholson .... Frank Costello
Mark Wahlberg .... Dignam
Genre: Crime / Drama / Thriller
MPAA: Rated R for strong brutal violence, pervasive language, some strong sexual content and drug material.
Runtime: USA:152 min / UK:151 min
Country: USA
Years ago, a powerful Irish mafia figure placed a small selection of his youngest, brightest men into the Massachusetts Police Academy as cadets. Their purpose is to eventually rise within the prestigious ranks of the city's police department, to serve as the eyes and ears of their boss. While somewhere else, a young cadet was assigned with an equally dangerous task: infiltrate the Irish syndicate headed by the man sending in his own to the Boston Police. Now, one cadet is an up and coming police official with a torn allegiance to his job and to the criminal mastermind that put him there. While the other cadet is the trusted number two of that man, only finding his professional duties are becoming blurred with his current state. But new clues have lead to unfortunate discoveries, when both sides realize they're being watched by the enemy. It's now all just a matter of time before the men assigned to find out whose the infiltrator, could come to a bloody end when someone's identity may be revealed.
رتبه فیلم :
8.4/10 (38,152 votes)
تصاویری از فیلم
اطلاعات بیشتر
| ||||
روزنامه گاردين در شماره 22 نوامبر خود در مقاله ای تحت عنوان " هنرپيشه ايرانی دررسوايى فيلم مستهجن گفت که نامزد سابقش اين فيلم جعلی را ساخته است." خبر از مصاحبه ای اختصاصی را با او داده است.
در اين مصاحبه زهرا امير ابراهيمی هنرپيشه 25 ساله سريال پر بيننده نرگس ، انتساب اين فيلم به خود را رد کرده و آن را فيلمی جعلی ساخته شده از سوی نامزد کينه توز خود دانسته است که در يک استوديوبا حقه های فنی برای تخريب وجهه او از طريق مونتاژ صورت گرفته است.
امير ابراهيمی در بخشی ديگر از مصاحبه اعلام نموده که من خودم فيلم را بعد از هياهويى که از دوستانم شنيدم مشاهده کردم و دختری که در فيلم است من نيستم.
اين هنرپيشه زن سيما اضافه کرده است که " من قبول دارم که مشابهت هايى با شخصيتی که من در فيلم نرگس بازی کردم(با بازيگر فيلم غير اخلاقی) وجود دارد. استفاده از آرايش استوديو برای درست کردن شخصی شبيه من وجود دارد.من خودم اطلاعاتی در مورد فنون آرايش (گريم) دارم و می دانم ميتوان با تغيير چهره ؛چهره فرد ديگری را درست کرد.
امير ابراهيمی در ادامه اين مصاحبه 45 دقيقه ای که تنها بخش کوچکی از آن منتشر شده است؛افزوده است: نامزد من که ارتباط با او را يکسال پيش بخاطر خيانت هايش قطع کرده بودم ؛ مرا تهديد کرده بود که کاری خواهد کرد که نتوانم سرم را بلند کنم و هرگز نتوانم در ايران کار کنم.
گاردين عين حال از منابع نامشخص در خبر داده است که نامزد دستگير شده امير ابراهيمی مدعی شده که اين فيلم به پيشنهاد زهرا امير ابراهيمی تهيه شده است.
امير ابراهيمی در بخشی ديگر از اين مصاحبه که به نوشته نويسنده گاردين با حجاب در آن حضور يافته بود؛ تاکيد کرده است که هر چند که شديدا از اين بابت غمگين شده است ولی هر گونه تلاش برای خودکشی را تکذيب کرد.
ابراهيمی که به نوشته خبرنگار گاردين از خانواده ای مذهبی برخاسته گفت: بر اساس ارزشهای اخلاقی جامعه ايرانی ؛ اين فيلم که به اسم من توزيع شده شديدا به وجهه من صدمه زده و اگر شما به سوابق کار حرفه ای من نگاه کنيد می بينيد که من بيشتر در فيلم های معنوی و مذهبی بازی کرده ام.
زهرا امير ابراهيمی در پايان اضافه کرده است که من و خانواده ام فکر می کنيم که در جامعه ای با عقل سليم زندکی می کنيم . وی در عين حال از ابراز کنجکاوی بخش زيادی از مردم در موضوعی مبتذل و شرم آور اظهار تعجب کرده است.



تمام آلبوم های حبیب شامل 13 آلبوم که به صورت کامل و تک تک می توانید دانلود کنید.
| ||||||
| ||||||
| ||||
| ||||







| |||||||
| |||||||
با توجه به اينكه حضرت امام (ره ) در اول انقلاب به مردم وعده داده است كه پول آب و برق آنها رايگان مي باشد مسوولان بايد در اين زمينه گام اساسي بردارند."
به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی ( سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۵) اعضاي هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي روز گذشته در قم با چند تن از مراجع تقليد ديدار و گفتگو كردند.
گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي آيت الله فاضل لنكراني يادآور شد : دولت و مجلس بايد اعتماد مردم را نسبت به نظام و انقلاب جلب كرده و براي رفع مشكلات آنان گام بردارند.
آیت الله تصريح كرد : مردم امروز كمتر به مسائلي كه در داخل مجلس و دولت مي گذرد توجه دارند بلكه آنها در آخر ماه تنها به پول آب برق گاز و تلفن خود نگاه مي كنند.
آيت الله فاضل لنكراني اظهار داشت : با توجه به اينكه حضرت امام (ره ) در اول انقلاب به مردم وعده داده است كه پول آب و برق آنها رايگان مي باشد مسوولان بايد در اين زمينه گام اساسي بردارند.
ايشان مردم را سرمايه اصلي نظام جمهوري اسلامي دانست و گفت : در شرايط كنوني دولت و مجلس براي خدمت رساني به مردم نسبت به گذشته با موانع كمتري مواجه مي باشند.
آيت الله فاضل لنكراني اظهار داشت : نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بايد طرح و لوايح خود را با مطالعه و كار كارشناسي به نفع انقلاب نظام و مردم تدوين نمايند.
ايشان ادامه داد : كشور ما امروز از نظر اقتصادي نظامي و سياسي در شرايط مناسبي قرار دارد و بايد اين قدرت خود را به خوبي به مردم نشان دهيم .
آيت الله فاضل لنكراني گفت : بايد از اين قدرت خود به گونه اي براي خدمت به نظام استفاده نماييم كه دشمنان متوجه شوند كه كشور ما از نظر اقتدار و قوت با سالهاي قبل از انقلاب تفاوت زيادي كرده است .
سی دی فیلم غیر اخلاقی منتسب به یکی دیگر از هنرپیشگان زن شبکه 3 سیما در بازار غیر قانونی سی دی فروشان تهران به فروش می رسد.
به گزارش خبرنگار عصر ایران (asriran.com)، در این فیلم غیر اخلاقی، شخصی که گفته می شود هنرپیشه مذکور است، به همراه چند مرد دیگر دیده می شود.
سی دی فروشان "بازار غیرقانونی فیلم"، با این ادعا که سی دی مذکور متعلق به یکی از بازیگران سریال های معروف صدا و سیما است، آن را تا مبلغ 12 هزار تومان به فروش می رسانند.
در پی انتشار گسترده سی دی منتسب به زهرا امیر ابراهیمی که هنوز ادامه دارد، این دومین پرونده ای است که گریبانگیر بازیگران زن صدا و سیما می شود.
با استمرار افشای این قبیل سی دی ها، به نظر می رسد یک جریان هدفمند در صدد هنجارشکنی در جامعه با استفاده از چهره های مطرح و شناخته شده در میان مردم است.
در جریان انتشار سی دی قبلی، پلیس امنیت تهران توانست با پیگیری و اقدامات سریع خود، جمعی از انتشار دهندگان و نیز متهم فراری را دستگیر نماید.
برخورد قاطعانه با عوامل تولید چنین فیلم هایی و نیز توزیع کنندگان آن ها می تواند از یک سو با متعرضان به حریم خصوصی افراد مقابله کند و از سوی دیگر باعث شود کسانی که به نحوی «چهره» هستند، مراقبت بیشتری نسبت به رفتارهای خود داشته باشند
اين روزنامه نگاران از سوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران و به دعوت بنيادی غيرانتفاعی به نام "ارتباطات برای توسعه (سی اف دی)" در هلند به اين کشور دعوت شده بودند تا در دوره ای آموزشی در زمينه روزنامه نگاری به مدت دوهفته شرکت کنند.
يکی از اين روزنامه نگاران که نخواست نامش فاش شود به بی بی سی گفت در بازگشت از اين سفر و پس از آنکه هواپيمای حامل آنان ساعت دو و پانزده دقيقه بامداد دوشنبه بيستم نوامبر (29 آبان) در فرودگاه مهر آباد تهران به زمين نشست، هنگام کنترل گذرنامه، کليه ۲۱ خبرنگار را از ديگر مسافران جدا کردند و با تفکيک جنسيتی به اتاقکهای بخش گذرنامه بردند.
به گفته وی، مأموران وزارت اطلاعات ابتدا دوربينها، فيلم، عکس، رايانه های دستی، دستنوشته ها و دفترچه های تلفن و تمامی وسائل ضبط صوت و همچنين ارزخارجی را که همراه آنان بودند از روزنامه نگاران گرفتند و ضبط کردند.
اين روزنامه نگار همچنين گفت که پس از اقدامات اوليه و امضای صورت جلسه، پرسشنامه هايی به آنها داده شد که در آنها سؤالاتی از اين قبيل مطرح گرديده بود: "چرا به اين سفر رفتيد؟ از طرف کجا رفتيد؟ ميزبانان شما چه کسانی بودند؟ چه کارهايی انجام داديد؟".
اين روزنامه نگار می افزايد مأموران وزارت اطلاعات ساعت پنج و نيم بامداد هر ۲۱ روزنامه نگار را مرخص کردند اما اين پايان ماجرا نبود چرا که دقايقی بعد مأموران حراست فرودگاه تمامی خبرنگاران را مورد بازجويی قرار دادند و اين بار سؤالات را با جزئيات بيشتری از آنها پرسيدند و پاسخ سؤالات را به صورت مکتوب خواستند.
طی يک سال گذشته، چند مؤسسه رسانه ای اروپايی دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران ايرانی در کشورهای ترکيه، انگلستان و هلند برگزار کرده اند که شرکت اين روزنامه نگاران در آنها واکنش برخی مطبوعات محافظه کار را برانگيخت
آن گونه که اين روزنامه نگار گفته، عمده سؤالات ماموران حراست فرودگاه عبارت بود از اينکه: "هدفتان از سفر چه بود؟ چه برنامه های خاصی برايتان تدارک ديدند؟ آيا از مکان و جای خاصی بازديد کرديد؟ با چه افرادی در هلند ديدار داشتيد؟ هزينه ای که برای هرکدامتان صرف شد چه قدر بود و از چه منبعی تأمين شده بود؟ شما (هر خبرنگار) چقدر هزينه کرديد"؟
از جمله سؤالاتی که از اين روزنامه نگاران پرسيده شده اين بوده که آيا به محله موسوم به ردلايت (چراغ قرمز) شهر آمستردام که فحشا در آن آزاد است رفته اند يا نه.
يکی از اين روزنامه نگاران می گويد بازجويی کنندگان با وجود سؤالاتی که می پرسيدند خود اطلاعات دقيقی از جزئيات سفر آنها داشتند.
از برخی از اين روزنامه نگاران همچنين درباره راديو زمانه پرسيده شده که راديويی تازه تأسيس به زبان فارسی در هلند است.
اين روزنامه نگاران پس از آنکه پرسشهايشان خوانده شد و جزئيات بيشتری نيز از آنان به صورت کتبی و شفاهی پرسيده شد، بين ساعات هفت و نيم تا هشت و نيم صبح از حراست فرودگاه اجازه خروج گرفتند و به آنان گفته شد که برای بازجوييهای بعدی احضار خواهند گرديد و برای عودت وسائل ضبط شده با آنها تماس گرفته خواهد شد.
طی يک سال گذشته، چند مؤسسه رسانه ای اروپايی دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران ايرانی در کشورهای ترکيه، انگلستان و هلند برگزار کرده اند که شرکت اين روزنامه نگاران در آنها واکنش برخی مطبوعات محافظه کار را برانگيخت.
اما به نظر می رسد نخستين بار باشد که روزنامه نگاران به دليل شرکت در اين دوره های آموزشی رسماً مورد بازخواست مراجع امنيتی قرار می گيرند.
روزنامه نگارانی که در دوره آموزشی هلند شرکت کرده بودند به انتخاب انجمن صنفی روزنامه نگاران به اين دوره اعزام شده بودند و شامل گروهی از روزنامه نگاران نشريات سراسری و همچنين تعدادی از روزنامه نگاران محلی شهرستان گرگان بودند.
سرپرستی اين گروه را بهروزگرانپايه به عهده داشت که چهار سال پيش مدتی را به اتهام جاسوسی در بازداشت گذراند.
مؤسسه "ارتباطات برای توسعه" که شرکت کنندگان دوره آموزشی آن در بازگشت به ايران مورد بازجويی قرارگرفته اند خود را نهادی متشکل از گروهی از روزنامه نگاران معرفی می کند که به آموزش روزنامه نگاران کشورهای آفريقا و خاورميانه می پردازد.
اين مؤسسه در شهر اوترخت هلند استقرار دارد.
دولت هلند در سال 2004 ميلادی که رياست دوره ای اتحاديه اروپا را در دست داشت بودجه ای به مبلغ پانزده ميليون يورو به منظور برگزاری دوره های آموزشی برای روزنامه نگاران داخل ايران و همچنين راه اندازی شبکه های راديويی و سايتهای اينترنتی به زبان فارسی در خارج از ايران اختصاص داد.
یادآور می شود از گلستان نیز دو خبرنگار به نام های هراتی و رایجی نیز در این سفر دیگر خبرنگاران را همراهی می کردند.براي اينكه اين كار را آغاز كرده باشم خودم اولين كار را انجام ميدهم و اميدوارم كه سايرين نيز همين كار رو ادامه بدهند.
كانديداي حوزه انتخابيه شهر تهران
سوابق:
متولد شهر گرگان
از دانشجويان مبارز دانشگاه اصفهان در پيش از انقلاب
فرمانده سپاه گنبد(در دوران جنگ)
فرمانده سپاه گرگان(در دوران جنگ)
خروج از سپاه پس از پايان جنگ و روي آوردن به عرصههاي مديريتي و سياسي
معاون مديركل سياسي وزارت كشور در سال 69 تا 72 (مديركل سياسي وقت: مرتضي مبلغ)
شهردار منطقه 16 تهران در سال 72 (شهردار وقت تهران: غلامحسين كرباسچي)
دستگيري و تحمل زندان انفرادي 3 ماه توسط سردار نقدي در زمان برخورد با شهرداران تهران در سال 76 و 77 و در نهايت متهم شدن به خاطر هديه دادن يك دستگاه كامپيوتر به نماينده ولي فقيه در گرگان كه در نهايت نيز تبرئه گرديد.
مديركل امور شوراهاي وزارت كشور در دولت خاتمي
استاندار گلستان دولت خاتمي تا دولت احمدي نژاد
تحصيلات:
ليسانس زمين شناسي از دانشگاه اصفهان
فوق ليسانس علوم سياسي از دانشگاه تهران
به لحاظ مديريتي وي را يكي از استانداران موفق دولت خاتمي در گلستان ميدانند و به لحاظ شهرسازي در دوره حضور در منطقه 16 تهران آغاز تحول در اين منطقه كليد خورد و در نهايت به لحاظ وفاداري به جريان اصلاحات وي يكي از معدود شهرداران دستگير شده تهران بود كه در تمام مدت زندان و محاكمه حاضر به كوتاه آمدن از ديدگاههاي خود نشد و دست به افشاگري عليه سردار نقدي و دار و دسته اش زد.