




فرمت: Mp3 / کیفیت: 128Kbps

ویدیوی جدید و بسیار زیبای حریق سبز از ابی


با اینکه خیلی از خوانندگان پاپ داخل کشور، آرزوی رسیدن به شهرت و کوچ به لس آنجلس یا جایی مشابه را در سر می پرورانند – مثل آنچه برای شادمهر عقیلی اتفاق افتاد – اما از آن طرف هم چه بسیار خواننده هایی که دل شان می خواهد به ایران بیایند و با گرفتن مجوز فعالیت، آلبوم هایشان را در تهران منتشر کنند؛ طی سال های اخیر ماجراهای زیادی در مرکز موسیقی ارشاد و البته در فضای موسیقی مملکت رخ داده و با تغییر سیاست ها، عرصه برای بازگشت هنرمندان قدیمی یا فعالیت خوانندگان جوان خارج از کشور، باز شده است. به این ترتیب، در یکی – دو سال گذشته شاهد مجاز شدن بسیاری از صداهای ممنوع بوده ایم و آلبوم های مجوزدار چند خواننده دیگر هم در راه است.

یکی از خوانندگان لس آنجلسی که این روزها به دنبال مجوز است تا بتواند کار جدید خود را در داخل کشور منتشر کند آقا «سامان» خودمان است! او که حدود 4 سالی است در دوبی ساکن شده و آلبوم هایش توسط شرکت های تولیدی لس آنجلسی منتشر می شد، می خواهد در ایران فعالیت کرده و آلبوم بدهد. این خواننده تبریزی، در اوایل دهه 70 از ایران خارج شد و تا به حال 8 آلبوم در لس آنجلس به بازار داده است اما چند وقتی است به ایران رفت و آمد می کند و دنبال مجوز صدایش است. منابع نزدیک به این خواننده می گویند مجوز سامان صادر شده و به زودی آلبوم او منتشر می شود اما این خبر هنوز رسماً اعلام نشده.
جالب این که چندی پیش بعضی از آهنگ های آلبوم آخر او از رادیوی سراسری ایران پخش شد؛ اتفاق عجیبی که معلوم نیست چطور و توسط چه کسی صورت گرفته است. به سفارش یک دوست؟ یا کاملاً از سر تصادف و تیرتپری؟!
«آرش» خواننده ساكن دبی، «سعید شایسته» مقیم سوئد و «سورن» خواننده ساكن پاریس (رفیق فاب اندی) هم از دیگر هنرمندانی هستند که می خواهند در ایران و به صورت مجاز فعالیت کنند؛ البته طبق آخرین اخبار، سورن که یک آلبوم در خارج به بازار داده، موفق شده مجوزش را بگیرد و می خواهد آلبوم مجازش را تا دو ماه دیگر در تهران منتشر کند.
گفته می شود شایسته هم که پیشتر آلبوم «کتاب سرنوشت» را در لس آنجلس منتشر کرده بود، اخیراً به تهران آمده و این روزها به دنبال مجوز صدایش است.
اما از همه جالب تر، ماجرای «امیر رسایی» است؛ خواننده ای از نسل جوان های دهه چهل که البته کارنامه چندان قابل دفاعی ندارد. اغلب علاقه مندان موسیقی، وقتی اسم او می آید این ترانه کافه ای یادشان می آید: «حرفت حرف من، اسمت اسم من...!
رسایی چند سالی است که بین ایران و آمریکا در رفت و آمد بوده و برای گرفتن مجوز تلاش می کند. ولی اخیراً چون تیرش به سنگ خورده، مجبور شد آلبوم جدیدش (نمی تونم) را در همان تهرانجلس منتشر کند. البته او هنوز امید دارد و این روزها دارد آلبوم دیگری را برای انتشار احتمالی در ایران آماده می کند. خدا را چه دیدید؟ شاید این دفعه مجوز گرفت!

لازم به ذکر است در سال های گذشته خوانندگانی چون: فریدون آسرایی (همان آهای خوشگل عاشق خودمان، که با بلک کتز هم همکاری داشت و در لس آنجلس آلبوم داده بود)، امیر شاملو (همان طفلک که نه توی تهرانجلس کارش گرفت، نه توی خود تهران)، متین رحمانی، سارو، دانوب، سعید پور سعید (این یکی اصلاً پایش را از ایران بیرون نگذاشته بود، آلبوم های غیرمجازش همین جا ضبط شده بود)، امیر عبدالله (دشداشه اش من رو کشته) و... از لیست غیرمجازها خارج و به جمع خوانندگان مجاز پیوسته بودند.
به نظر می رسد حالا باید بنشینیم و منتظر بازگشت اندی و داریوش و گوگوش و مرحوم هایده(!) باشیم؛ چرا که گویا «ابتذال»ی که تمام سال های گذشته به موسیقی لس آنجلسی نسبت داده می شد، چیزی جز یک شوخی کوچک نبوده است!
عاشقانه ها
(لطفا اسپیکر خود را روشن کنید )
(به دلیل حجم متوسط موزیک مدت زمانی طول می کشد
خواهش می کنم صبر نمایید)
درود بر روزگاری که بی هیچ سلام و سوالی بر سادگی من خیمه گاهی ساختی پر از بوی درود!
پر درد غریبی. درود بر خنجری که بر دلم نشاندی و زخمی زدی به عمق عشقی که برایت
از آن سایبان آرامش ساختم بی هیچ خواهشی . درود بر کاشانه ای که از آن ویرانه ای
ساختی و من آن را سرایی دیدم پر از نگاه پاک با تو بودن و همیشه ماندن . کجا رفتی آرامش
سنگین نبض خیانت کجا رفتی؟ هیچ گاه ندانستی چرا به جای آن همه درود بی پاسخ بر تو
امروز نغمه ام بدرود است و بس .
. آن همه رویای محال که برایم ساختی پر بود از سرمای خیال . با تو بودن محالی
بود و بس. از همان روز که تو رفتی گیجگاه لحظه ها هر طپشش حسرت است و باز هرم
نفسهای بی همدم.چرا ؟ چرا دردهایم را ندیدی ؟ مگر روزی که به جای دیوار های سپید
کاشانه ات تنها جای انگشتانی یخ بسته و خالی از عشق را بر کنگره سیاه لحظه هایت دیدم
باز هم نگفتم درود؟
مگر وقتی به جای آن همه دریای مرهمی که از چشمان رویاییت برایم ساختی تنها ساحل
غمش را به من هدیه دادی نگفتم درود ؟ امروز چراو به چه جرم محکوم به فراقت هستم؟
آیا آوای تک یاخته های قلب پر دردم را از نگاهم نمیخوانی؟بی تو از دست میروم ولی
میروم میروم تا تو چتر آرزوهایت را بر حریمی دگر بگشایی شاید شاید که اینبار وفادارت
جفایت نبیند
بوی هوس را از تک یاخته های تن نابالغ شکوفه های گیلاس میشنوم . بوی یاس و شمیم
سپیده و روزمرگی و شبانگی همیشگی و بدینسان قصلها میگذرند بی هیچ جنبشی.
از پشت قله های رفیع شکستگی نمیتوان ثانیه های بودن را باور کرد وقتی هر لحظه
از شبها و روزهای درهم و سیاهم بوی تعفن سبزینه گذشتن میدهد بی آنکه حتی برای
یک دم زیسته باشم بی حسرت و بی حس مرگ .
آرزوها را به دست زورقی دادم که در میانه راه در پی چشمانی وحشی مقصود را گم کرد
و بهار آرزوهایم بوی خزان و مرگ سیاه رویا گرفت . موجها صخره های انتظار را میشکست
بی آنکه در پس آنهمه تلاطم در هوای رویاهایم پرنده ای پر باز کند و تن به آسمان عشق دهد
تا باور کنم پس از آنهمه اندوه سهم من وصالیست عاشقانه.
سلولهای نفرین را در دفینه قلب ترک خورده ام دفن کردم تا مباد آه سینه سوزم جغد شوم
ناکامی را به آسمان خوشبختیت پرواز دهد .
عاشقانه ها را از بر کردم و تو را گم کردم . جرقه های تاریکی را در پس چشمان بیتابت
میدیدم بدون آنکه حتی یک لحظه به شفافیت صداقت عشق شک کنم .
وفا نیست مرگ است وقتی تمامی لحظاتم پس از آنهمه سؤال و شاید و اما در پس خود بینی
هزار توی دستانت هر لحظه شاهد فروریختگیم بود بی آنکه حتی حس کنی تویی بانی تمامی
آزارم تمامی حسرت و اندوه و آرزوهای محالم .
من و تو تمامی ثانیه های از هم پاشیدن کلبه خوشبختی را میدیدیم و میشنیدیم و من به
هوای چشمان رویای عشقت و تو در هوای غروری لجام گسیخته چشمانمان را رو به
تمام این وحشیانه ها بستیم . زمانی به خود آمدیم که نفسهای آخر را زیر آوار آنهمه سیاهی
بسان تندیس شوم گسستن در دفتر آرزوهایمان حک میکردیم بی هیچ نرمشی و گذشتی.
من بی تو در ترانه ظلمت روانه هجوم خستگیها و تنهایی های مدام شدم . سرچشمه عشقم
آن نیاز فروریخته در فرهیختگی احساس در فراسوی بغض دستان شراره های مهرم پوسید
و من به مرگ بی تو تن دادم تا بدانم و فریاد زنم عاشقانه میمیرم
تو کجایی تا ببینی لحظه هام بی تومیمیرن
نم نم چشمام چه ساده بارونو از سر میگیرن
کوله بارم خستگی بود اینو تو خوب میدونستی
گفتی تا ابد میمونی اما افسوس نتونستی
به خدا داشتم میرفتم خیلی پیش از رفتن تو
تو بودی گفتی بمونم توی قاب هوس تو
حالا حتی یاد مهرت زده قلبمو شکسته
عشق به اون روزهای رفته پر پروازمو بسته
کاشکی چشماتو نداشتم هرم داغ دستای تو
دل من تنها میمونه بی عبور نفس تو
من چه ساده چه خیالی دلمو بهت سپردم
میدونستی نمیمونی پس چرا خواستی بمونم؟
چرا اشکامو ندیدی ندیدی دارم میمیرم
مگه تو نگفته بودی من دوباره جون بگیرم ؟
دیگه تو نیستی ببینی غم واسم شده عبادت
میدونم بی تو میمیرم اما خوب سفر سلامت
نفسم بی تو میگیره من بازم تنها میمونم
اما برنگرد دوباره نمیخوام با تو بمونم
دعای روز بیست ودوم
:

به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «تايمز»، محققان مدرسه اقتصاد لندن اعلام كردهاند: در حالي كه داشتن فرزند پسر با فاكتورهاي موفقي مانند گرفتن جاي پدر در آينده يا حمايت از سرمايه خانواده همراه است، موفقيت دخترها، بيشتر مربوط به جواني و جذابيت آنهاست.اين تحقيق كه در مجله بيولوژي تئولوژيك منتشر شد، روي بيش از بيست هزار نفر در آمريكا انجام شده است.
اين پديده ختم به ستارهها نميشود و به صورت چشمگيري در ميان مردم عادي نيز رايج است.
عدهاي حتي اين فرضيه را مطرح كردهاند كه ممكن است، زيبايي بر جنسيت كودك نيز تأثير داشته باشد.
در سحر گاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري ، مولاي متقيان حضرت امام علي بن ابيطالب ( ع) هنگام نماز و در حالت سجده مورد اصابت شمشير زهرآگين يکي از خوارج با نام عبدالرحمن بن ملجم مرادي قرار مي گيرند .
امام (ع) بر اثر همين ضربت ناجوانمردانه در روز بيست و يکم ماه رمضان به شهادت مي رسند ، اما داغ اين شهادت جانگداز هيچگاه با مرور زمان تسکين نيافت و شيعيان و شيفتگان آن پيشواي بر حق همه ساله در اين ايام که مصادف با شبهاي قدر است به عزاداري مي پردازند .
مراسم سوگواري براي شهادت جانسوز آن حضرت معمولا از شب نوزدهم ماه مبارک رمضان آغاز و تا بيست و دوم اين ماه ادامه مي يابد و در اين ايام گويي آن واقعه شگفت دوباره جاني تازه مي گيرد .بي ترديد اين ايام از معنوي ترين روزهاي ماه مبارک رمضان است که از يک سو احتمال شب قدر و از سوي ديگر عطر ملکوتي ياد امام العارفين( ع) ، چنين فضاي روحاني را پديد مي آورد .
در مجالسي که همه ساله به همين مناسبت برگزار مي شود مداحان با قرائت اشعار مرثيه و نيز اشعاري که در خصوص کرامات و فضايل آن حضرت سروده شده است به محافل جلوه اي آسماني مي بخشند .موضوع اين اشعار غالبا ترسيم واقعه ضربت خوردن آن حضرت و وقايعي است که تا هنگام شهادت و ديدارمعبود ، روي داده است . همچنين ساده زيستي و دستگيري ايشان از محرومان و مستضعفان ، روزه داري و افطار ساده حضرت و کمک به ايتام و ... مي باشد :
استاد محمد حسين شهريار :
شب ز اسرار علي آگاه است
دل شب محرم سر الله است
روزه داري که به مهر اسحار
بشکند نان جوين افطار ...
افشين علا :
توي سفره اش علي ( ع)
شربت خنک نداشت
در کنار نان جو
او به جز نمک نداشت
زرق و برق سفره ها
کم نمي شود ولي
کاش زندگي کنيم
مثل حضرت علي (ع)
حميد هنرجو :
نيمه شبهاي علي آکنده است
از مناجات و دعا و زمزمه
آسمان خانه اش باراني است
هر سحر ، از غصه هاي فاطمه
باز هم مي آيد و در گوش چاه
مثل هرشب ، درد دلها کرده است
آه ، مي دانم علي با نان خشک
باز امشب روزه را وا کرده است
در سحر گاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري ، مولاي متقيان حضرت امام علي بن ابيطالب ( ع) هنگام نماز و در حالت سجده مورد اصابت شمشير زهرآگين يکي از خوارج با نام عبدالرحمن بن ملجم مرادي قرار مي گيرند .
امام (ع) بر اثر همين ضربت ناجوانمردانه در روز بيست و يکم ماه رمضان به شهادت مي رسند ، اما داغ اين شهادت جانگداز هيچگاه با مرور زمان تسکين نيافت و شيعيان و شيفتگان آن پيشواي بر حق همه ساله در اين ايام که مصادف با شبهاي قدر است به عزاداري مي پردازند .
مراسم سوگواري براي شهادت جانسوز آن حضرت معمولا از شب نوزدهم ماه مبارک رمضان آغاز و تا بيست و دوم اين ماه ادامه مي يابد و در اين ايام گويي آن واقعه شگفت دوباره جاني تازه مي گيرد .بي ترديد اين ايام از معنوي ترين روزهاي ماه مبارک رمضان است که از يک سو احتمال شب قدر و از سوي ديگر عطر ملکوتي ياد امام العارفين( ع) ، چنين فضاي روحاني را پديد مي آورد .
در مجالسي که همه ساله به همين مناسبت برگزار مي شود مداحان با قرائت اشعار مرثيه و نيز اشعاري که در خصوص کرامات و فضايل آن حضرت سروده شده است به محافل جلوه اي آسماني مي بخشند .موضوع اين اشعار غالبا ترسيم واقعه ضربت خوردن آن حضرت و وقايعي است که تا هنگام شهادت و ديدارمعبود ، روي داده است . همچنين ساده زيستي و دستگيري ايشان از محرومان و مستضعفان ، روزه داري و افطار ساده حضرت و کمک به ايتام و ... مي باشد :
استاد محمد حسين شهريار :
شب ز اسرار علي آگاه است
دل شب محرم سر الله است
روزه داري که به مهر اسحار
بشکند نان جوين افطار ...
افشين علا :
توي سفره اش علي ( ع)
شربت خنک نداشت
در کنار نان جو
او به جز نمک نداشت
زرق و برق سفره ها
کم نمي شود ولي
کاش زندگي کنيم
مثل حضرت علي (ع)
حميد هنرجو :
نيمه شبهاي علي آکنده است
از مناجات و دعا و زمزمه
آسمان خانه اش باراني است
هر سحر ، از غصه هاي فاطمه
باز هم مي آيد و در گوش چاه
مثل هرشب ، درد دلها کرده است
آه ، مي دانم علي با نان خشک
باز امشب روزه را وا کرده است
|
Inam az tamamye
bazi az concert hashoon
![]() Ta har ja ke toonestin download konid
Hajm ja ziade shayad 2 saati tool bekeshe
download beshan ya bishtar bastegi be hajm dare
Pas zamani download konid ke ba net ziad kar
darid
Aslan be man che yeki mikhad bege magefozooli ?!
Kholase halesho bebarinLive Live de l'époque du premier album Bomba Goda avec Ya Shosla S Uma et Not Gonna Get Us 19.03.2003 Live en Pologne avec Malchik Gei 2002 Eurovision avec Ne ver', Ne Bojsia, Ne Prosi 24.05.2003 European Music Awards 2002 avec All The Things She Said 14.11.02 MTV Movie Awards 2003 avec Not Gonna Get Us 28.05.2003 Live en Pologne avec Show Me Love 2002 Live de l’époque "entre les deux" MuzTV Awards 2005 avec Obezyanka Nol 03.06.2005 Concert à Moscou , en l'honneur des victimes du terrorisme de Beslan avec Nichya, How soon is now? et Show Me love 15.12.2004 Live de l’époque du deuxième album Live à Taiwan avec Friend Or Foe 12.2005 Live au Club Gaudi Arena Partie 1 avec Intro , Novyay Model , Obezyanka Nol , Love Me Not et Chto Ne Hvataet 28.10.05 Live au Club Gaudi Arana Partie 2 avec Lyudi Invalidy , All About Us et Ya Shosla S Uma 28.10.05 MuzTV Awards 2006 avec All About Us et Nas Ne Dogonyat 02.06.2006 Live sur la place rouge (Moscou) avec Lyudi Invalidy , All About Us , Polchasa , Obezyanka Nol et Nas Ne Dogonyat 22.07.06 |
| Making Of Making of de l'époque du premier album Polchasa Ya Shosla S Uma Making of de l'époque du deuxième album All About Us |
| Les Interviews Interviews de l'époque du premier album Viva Interaktive en allemand Viva News en allemand RTL Spiegel TV en allemand Germany Taff en allemand Interviews de l'époque du deuxième album Russia Today en anglais History Details en russe Clother to the stars en russe Interview après les MuzTV Awards en russe 02.06.2006 |
| Remise d'awards Remise d'awards de l'époque du deuxième album MuzTV Awards 2006 |
سازمان آموزش و پرورش در یک اقدام جالب و جدید، تمامی کتاب های درسی خود را در اینترنت قرار داد.
تمامی این کتابها که از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و پیش دانشگاهی نیز می باشند، بصورت فایل های PDF که یک فرمت استاندارد برای کتابهای الکترونیکی می باشد در سایت رسمی سازمان چاپ و نشر کتاب های درسی قرار گرفته است.
تمامی این کتاب ها بصورت کاملا رایگان در اینترنت قرار دارند و دسترسی آسان و راحت به کلیه کتاب ها یکی از ویژه گی های کاملا اختصاصی این سایت است.
شما می توانید کلیه کتاب ها را در سایت http://chap.sch.ir/MaghtaList.aspدریافت کنید.
همچنین این سرویس فرصت خوبي براي پشت كنكوري ها است كه بتوانند به كتابهاي جديد درسی، دسترسي داشته و عقب ماندگي های خود را جبران كنند.

نمي تـوانـيد کـارفـرمـاي خـود را تــحمل کـنيـد؟ به اين دليل
اشتياقتان را به کار از دست داده ايد؟ اگر چنين است شما
جزء يکي از ميليون ها کارمندي هستيد که براي مديرهاي
سخت گير، قدر نشناس و بي ادب کار مي کنند.
حـتـي اگر شغل و همکارانتان را نيز دوست داشته باشيد،
اگـر نـتوانيد با رئيس خود کنار بياييد، آنوقت به طور حتم در
رابطه با کار خود دچار مشکل مي شويد.
اگـر تــحت نظر يک کارفرماي نالايق، خودخواه و بي فکر کار
کنيم، آنگاه بــطور حتم در محل کار خود دچار تعارض هايي
خـــواهيم شد. در اين قسمت شرايطي را که ممکن است
يـک رئيـس بـدخـــو برايتان به وجود آورد و اثرات آن را مورد
مطالعه قرار داده ايم.... تصميم با شما است که تحمل کنيد يا به همه چيز پايان بخشيد.
آيا هميشه آرزو نمي کنيد که اي کاش يکبار ديگر مي توانستم با رئيس خود همانطور که در روز مصاحبه شغلي گفتگو کردم، صحبت کنم؟ به هر حال شما دو نفر ميخواهيد با يکديگر کار کنيد و همکاري جزئي از رابطه شما را تشکيل خواهد داد.
اگر رئيستان شما را به ياد يکي از شخصيت هاي کمدي بدخو مي اندازد در آنصورت شما حتما با مشکل مواجه خواهيد شد (به ويژه اگر مدل موهايش هم مثل همان شخصيت باشد!)
نشانه هاي مدير بد
-
به کارمندان اعتماد نمي کند
-
براي آنها احترام قائل نيست
-
از آنها پشتيباني نمي کند
-
در موارد حساس از آنها کمک نمي گيرد
-
برخوردي خشن و گستاخ از خود بروز مي دهد
-
به آنها تشر زده و تهديدشان مي کند
-
به تعادل شغلي/ خانوادگي اعتقاد ندارد
-
کارهاي زيادي را واگذار مي کند و براي هر يک مهلت کمي قائل مي شود
ببينيد کارفرماي شما به کداميک از دسته بندي هاي زير تعلق دارد و روش برخورد با او را ياد بگيريد.
رؤساي نالايقچنين مديراني اصلا نمي دانند که مشغول انجام دادن چه کاري هستند. شايد در نگاه اول تصور کنيد که جزء مديران رويايي هستند، اما بعدها بي مبالاتي اين افراد در انجام امور دفتري شما را از تصور گذشته تان پشيمان مي سازد. سرپرست شما بايد توانايي انجام تمام امور دفتري را در زمان لازم داشته باشد. اما چنين مديراني که ما در اين قسمت از آنها صحبت کرديم حتي نمي توانند کارتريج پرينتر را تعويض نمايند.
اکثر آنها براي مدت زمان زيادي در يک کارخانه کار کرده اند و بعد به اين دليل که شرکت نتوانسته فرد شايسته تري را براي مقام مديريت پيدا کند او را به اين پست منصوب کرده است.
اختيار دهندهکار چنين مديراني در کاغذ بازي حرف ندارد، اما زماني که نوبت به مهارت هاي اجتماعي مي رسد پر از اشکال مي شوند. شايد در گرفتن نمايندگي هاي شرکت هاي مختلف و پر کردن ميز شما از پرونده، مهارت خاصي داشته باشد اما ساعت 4:59 دقيقه بعد از ظهر اولين کسي است که دفتر را ترک مي کند.
او به راحتي به کارمندانش فضا مي دهد تا خودشان را نشان دهند و کارها را مطابق خواستشان انجام دهند و زماني هم که کار مورد قبول واقع نشد، فقط شما را سرزنش مي کند و اين خودتان هستيد که بايد آنرا از نو انجام دهيد. به همين سادگي.
او به شما افتخار مي دهد و از کار کردن با او لذت مي بريد اما شايستگي شما هر چقدر که باشد او يک قدم عقب تر از شما است و هميشه قصد تعريف و تمجيد از خودش را دارد.
ديکتاتورديکتاتور درست عکس اختيار دهنده عمل مي کند. چنين مديري چشم خود را بر روي تمام توانايي ها و تجربيات شما مي بندد حتي اگر شما گزارش خوبي از بالا رفتن هزينه ها براي او فراهم کرده باشيد او آنرا ناديده مي گيرد و بر اين باور است که "اگر مي خواهي کاري خوب پيش رود خودت آنرا انجام بده."
کارمندان به فضايي نياز دارند که در آن تا حدودي بتوانند آزادانه تصميم بگيرند. اما در شرکتي که چنين مديري داشته باشد اين عمل انجام نخواهد شد. او تمام کارهاي شما را دانه به دانه موشکافي کرده و همه آنها را جزء به جزء وارسي مي کند. با اين کار فقط وقت خودش و شما را تلف مي کند.
دو قطب مخالف جذب نمي شونددر حقيقت پيدا کردن رئيس/کارمندي که بتوانند با يکديگر جفت شوند کار ساده اي نيست مگر اينکه هر يک از آنها توانايي وفق دادن خود را با شرايط موجود داشته و کاستي ها و نقاط قوت يکديگر را با کمال ميل بپذيرند. نتيجه داشتن کارفرماي بد
وظيفه شناسي کارمند يکي از نکات اساسي در هر محيط شغلي به حساب مي آيد اما مديران نالايق باعث مي شوند تا اين حس از ميان برود. کارمندان دوست دارند که مديريت و هدايت شوند نه اينکه کسي آنها را دائما نصيحت کند و پند واندزر يادشان بدهد. اين مطلب به درک و شعور باطني هر فرد باز مي گردد و از اهميت بسيار زيادي برخوردار مي باشد.
بازده کاري خدمه به دليل داشتن مديران نالايق و بدخو به طرز شديدي پايين مي آيد. اين امر سبب جدا شدن کارمندان از کارخانه شده و شرکت به تدريج کليه مغزهاي متفکر خود را از دست خواهد داد. با اين روش بهره وري، کيفيت کار و روحيه کارکنان نيز پايين مي آيد.
چه کاري بايد انجام دادگزارش هاي مکرر بر روي روند پيشرفت پروژه. در زمان هاي مشخص (هفته اي، دوهفته يکبار و يا ماهيانه) گزارش پيشرفت کار را به کارفرماي خود ابلاغ کنيد. تاثير آن چيست؟ اين کار سبب بهبود ارتباط کارمند و کارفرما شده که در نتيجه کار کردن با هم را برايتان خوشايند تر مي سازد.
توجه خود را به مشکلات بدهيد نه به رئيس. مطمئنا منبع مشکل کارفرمايتان نيست. شايد اين شما هستيد که نمي توانيد با او به درستي برخورد نماييد. اصلا خجالت نکشيد که او را به کناري بکشيد و به طور خصوصي با او پيرامون مشکلات صحبت کنيد. در مورد مسائل پيچيده با او به گفتگو بنشينيد و از اين کار هيچ ترسي به دل راه ندهيد.
همگام با او کار کنيد نه ضد او. کار کردن پيشاپيش يکديگر و در راستاي هم، جو موجود بين شما را بهبود مي بخشد. فعال باشيد و اجازه دهيد که گهگاهي او هم در موفقيت هاي شما شريک شود تا او نيز شما را در موفقيت هايش شريک کند.
به مقامات بالاتر مراجعه کنيد. اگر ميبينيد که از صحبت کردن با او هيچ نتيجه اي عايدتان نمي شود سعي کنيد با مديران سطح بالا تر صحبت کنيد. مفيد واقع شدن خيلي بهتر از اين است که رييس خود را از دخل و خرج کارخانه راضي نگه داريد.
قرارهاي ملاقات خارج از دفتر کار بگذاريد
آيا تلاش مي کنيد که با رئيس خود براي 2 دقيقه هم که شده صحبت کنيد، اما او وقت کافي براي اين کار را ندارد؟ او را بعد از اتمام ساعت کاري در خارج از محيط کار به يک نوشيدني دعوت کنيد و بر روي مسائلي که در سر مي پرورانيد با او صحبت کنيد. اين کار به رئيستان مي فهماند که شما از جان و دل کار خود را دوست مي داريد و به علاوه مي توانيد رابطه بهتري را نيز با او برقرار کنيد.
شعبه خود را عوض کنيد يا استعفا دهيد. اگر تمام کارهايي که به شما پيشنهاد کرديم با شکست مواجه شد بهتر است اگر در يک کارخانه بزرگ کار مي کنيد در خواست تغيير شعبه دهيد و يا اگر انجام چنين کاري مقدور نبود به راحتي مي توانيد استعفاي خود را بر روي ميزش قرار دهيد. فقط خودتان مي توانيد ارزش درونيتان را بدانيد و اگر تصور مي کنيد که شغل فعلي به اندازه کافي با نيازهاي درونيتان همخواني ندارد، پس بهتر است به خودتان يک تکان اساسي بدهيد.
نکته شغليبه خاطر داشته باشيد نگه داشتن شغل کار ساده اي نيست و نيازمند تلاش و کوشش فراواني است (درست مثل تمام کارها). بنابراين اگر تنها مشکل شما در محيط کار رئيستان مي باشد، سعي کنيد از خوبي هاي او نهايت استفاده را ببريد و بدي هايش را نيز سر مشق خود قرار دهيد.
شما را مي بينيم که درحال بالارفتن از نردبان شغلي هستيد!
تذکر : تمامی آهنگ ها آهنگ هایی مجازی هستند که در داخل کشورمان تولید شده است
آلبوم جدید و زیبای لیماک ( عشق یک طرفه )

آهنگ بسیار زیبای دیگه از کوروش صنعتی

دانلود ورژن اصلی آهنگ عشق من به زبان عربی
آلبوم بسیار زیبا و جدید فرزاد صادقی لحظه عاشقی






.gif)






Aslan be man che yeki mikhad bege mage
Kholase halesho bebarin